تبليغاتX
گروه تاریخ دامغان
شهادت امیرمومنان علی ع را تسلیت می گوئیم

امیدوار یم پیرو واقعی باشیم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 16:37  توسط توفیق سلمی  | 
 سالروز آغاز امامت حجه بن الحسن العسکری بر منتظران واقعی مبارک باد
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 16:23  توسط توفیق سلمی  | 
پس از رحلت پیامبر مصیبت هائی بر مسلمانان وارد شد که بسیار ناگوار است اما کسی ازان صحبت نمی کند سقیفه بنی ساعده
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 21:22  توسط توفیق سلمی  | 
عید قربان وغدیر مبارک
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 9:17  توسط توفیق سلمی  | 

                               بسمه تعالی

خدمت نماینده محترم جناب ملک محمدی

سلام علیکم

ورزش بدن سازی یکی از ورزشهای مناسب برای همه گروههای سنی است ومورد توجه بسیاری از جوانان شهر است اما متاسفانه این تقویت جسم به بهای سنگین تخریب اعصاب وروان ورزشکاران  تمام خواهد شد محیط فرهنگی باشگاهها نامناسب است

- پخش موزیک بسیار تند وگوش خراش  که به گفته پزشکان موجب آسیب رساندن به سیستم اعصاب وشنوایی می شود

- نوع موزیک با آوای هندی ،عربی، ترکی ،فارسی مبتذل وغربی است که با اصل تمرکز در ورزش مغایر است

اداره محترم  تربیت بدنی نظارت را وظیفه اداره  اماکن عمومی نیروی انتظامی  می داند واز خود سلب مسئولیت نموده است

جناب عالی که عضو کمیسیون فرهنگی مجلس محترم هستید شایسته است که جهت ساماندهی باشگاهها ی شهر وحتی کل کشوربا تذکر  به مسئولان ورزش کشور وشهرستان زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ اسلامی را فراهم نمائید

ورزشکاران چشم به راه اقدامات مفید وموثر  شما هستند – التماس دعا

                              توفیق سلمی -11/6/1387

رونوشت :دفتر امام جمعه محترم دامغان

            سرپرست اداره تربیت بدنی دامغان

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 19:9  توسط توفیق سلمی  | 
عید مبعث بر همه انسان ها مبارک
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 21:32  توسط توفیق سلمی  | 
 
1386/07/20
17:22:46
فهرست مجلات -> تخصصی -> پاییز 86 -> رشد تاریخ

 رشد تاریخ

 

1386

28 

 

مشاهده
نویسنده
عنوان مطلب
ردیف
  سخن سردبیر 1
ناصر افشارفر گفت و گو با دکتر منوچهر ستوده 2
فاطمه بیگم روح الامینی چگونه دانش اموزان را به درس تاریخ 3
حشمت اله سلیمی نوجوانان و تاریخ 4
امر کلبعلی روش ها ی تدریس درس تاریخ 5
بهزاد ابوالحسنی قیام های شیعی در دوره ی اول عباسیان 6
پروانه مختاری راهکارهایی برای بهبود وعیت آموزشی تاریخ 7
  سه گزارش از مجموعه ی کتاب خانه ی مجلس 8
محمد عبابافها نگاهی به کتاب تاریخ معاصر ایران 9
طاهره عبدی پور خواف دیار ماندگار تجلی گاه وحدت 10
دکتر طوبی فاضلی پور گزارش همایش ایران شناسی 11
زهرا مروتی گزارش همایش ابن خلدون و دنیای معاصر 12
معصومه بنازاده تاثیر نمایش لوح فشرده آموزشی 13
ترجمه ی دکتر نصرالله صالحی تاریخ چیست و مورخ کیست ؟ 14
عبدالمجید عزیزیان قیام شیخ محمد خیابانی 15
  از میان نامه ها 16
  خبر 17
  معرفی کتاب 18
 
 
 
 
 
جستجوی پیشرفته
 

  

طرح سامان بخشی کتابهای آموزشی

 وب سایت رشد دانش آموز

  

 
 
نظر شما در مورد سايت چيست؟

خوب
متوسط
ضعیف
 
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر انتشارات کمک آموزشی می باشد

 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 17:26  توسط توفیق سلمی  | 
عید فطر بر همه موحدان عالم مبارک
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:21  توسط توفیق سلمی  | 

بنام خدا

امتحان تاریخ معاصر ایران دبیرستان نمونه  آیت ....خامنه ای شهرستان دامغان

نام ونام خانوادگی                          - رشته ریاضی - مد ت امتحان  70 دقیقه خرداد 86

خداوند دوستدار جوانی است که جوانی اش را به اطاعت خداوند می گذراند رسول اکرم (ص)

1- آیا آثار وبقایای مربوط به انسان های اولیه در بعضی غارهای غرب کشور است ؟5/نمره

2- اولین حمله وسیع ایران بصورت جنگ کلاسیک در مهر 60 صورت گرفت ودر نتیجه ................... 5/ نمره

3- شور انگیز ترین حماسه رزمندگان اسلام وقتی بود که ..............5/ نمره

4- واکنش عراق در برابر فداکاری سربازان اسلام ازیک سو .............واز سوی دیگر .............1نمره

5- مهمترین وظیفه شورای انقلاب این بود که .........5/ نمره

6- یکی از امتیازات انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب های دیگر تاریخ معاصر جهان .......................................و.................................1نمره

7- امام تصمیم در باره گروگانها  را به .......واگذار کرد 5/

8- برنامه حزب ......این بود که در پوشش طرفداری از نظام و مردم به عضو گیری و سازماندهی بپردازد 5/ نمره

9- با حلول ماه ......ماه حماسه وشجاعت آغاز شد 5/

10- روز 23 دی ماه 57 در اجتماع عظیم مردم بمناسبت بازگشایی دانشگاه تهران پیامی از امام قرائت شد که رسما تشکیل ........اعلام شد 5/ نمره

11- یکی از 9 مبدا راهپیمائی تاسوعا وعاشورا از مقابل منزل ......بود 5/ نمره

12 در 29 خرداد 56 خبر غیر منتظره مرگ ......هیجانی در محافل مذهبی و سیاسی ایجاد کرد 5/ نمره

13- این ......جرقه ای بود که انبار باروت انقلاب را منفجر کرد 5/ نمره

14- در بهار 57 رژیم وضع دوگانه  متضادی داشت از یک سو .......................واز سوی دیگر ........................1نمره

15-چه کسی اصرار داشت که حکومت باید قوانین اسلام را به اجرا در آورد ومراکز فحشارا جمع آوری کند؟ 5/نمره

16- چه کسانی عقیده داشتند که تنها از طریق مبارزه انتخاباتی نمی توان به مبارزه با دشمن پرداخت ؟5/

17- در مجلس 16 چه کسی ریاست کمیسیون نفت را به عهده داشت ؟ 5/ نمره

18- در 16 آذر دانشجویان دانشگاه در اعتراض به سفر چه کسی تظاهرات کردند ؟5/

19- اهداف روسیه در ایران را بنویسید 5/1

20- اقدامات امیر کبیر را بنویسید 3مورد 5/1

21- دوهدف اصلاحات آمریکائی را در ایران بنویسید 1نمره

22- چهار تاثیر قیام 15 خرداد را نام ببرید 2نمره

23- چهار اقدام رضاخان را نام ببرید 2نمره

24- سه دستاورد مشروطه را نام ببرید 5/1

موفق باشید سلمی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:56  توسط توفیق سلمی  | 
روز معلم مبارک؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط توفیق سلمی  | 
 
 
   

صفحه اصلی

نسخه چاپی
ارسال برای دیگران
دوشنبه 10 دی 1385
12:21:45 AM

 

 نظرات کاربران
نام  :
پست الكترونيك :
نظر شما :

 

  تحليل فردوست درباره پيوندهاي صدام با CIA

 

عبدالله شهبازي

سقوط‌ عجيب‌ بغداد در 20 فروردين‌ 1382 (9 آوريل‌ 2003) حيرت‌ تحليل‌گران‌ سياسي‌ را در سراسر جهان‌ برانگيخت‌ و بررسي‌ و شناخت‌ مجدد نقشي‌ را كه‌ صدام‌ به‌ مدت‌ 30 سال‌ در منطقه‌ ايفا كرد، ضروري‌ ساخت. امروزه‌ كاملا روشن‌ است‌ كه‌ ماجراجويان‌ عوامفريب‌ و پرهياهويي‌ مانند بن‌لادن‌ و صدام‌ -- به‌ عنوان‌ همواركننده‌ راه‌ كانون‌هاي‌ صهيونيستي‌ حاكم‌ بر ايالات‌ متحده‌ و بريتانيا -- براي‌ سلطه‌ بر منطقه‌ خاورميانه‌ و جهان‌ اسلام‌ عمل‌ مي‌كنند. به عبارت‌ ديگر، وجود و عملكرد اين‌ گونه‌ عناصر لازم‌ است‌ تا طرح‌هاي‌ نوامپرياليستي‌ كانون‌هاي‌ نظامي‌گراي‌ ايالات‌ متحده‌ امريكا تحقق‌پذير شود. در اينجا پرسش‌ مهمي‌ مطرح‌ مي‌گردد كه‌ آيا ايفاي‌ اين‌ نقش‌ تعمدي‌ و طبق‌ نقشه‌ است‌ يا طبيعي؟ درباره‌ وابستگي‌ بن‌لادن‌ به‌ سازمان‌هاي‌ اطلاعاتي‌ غرب تحليل ها و فرضياتي رواج‌ يافته، ولي‌ صدام‌ چه؟ ارتشبد حسين‌ فردوست، كه‌ سال‌ها رياست‌ دفتر ويژه‌ اطلاعات‌ را به‌ دست‌ داشت‌ و يكي‌ از مطلع‌ترين‌ مقامات‌ اطلاعاتي‌ حكومت‌ پهلوي‌ بود، در خاطرات‌ خود فصلي‌ را به‌ بررسي‌ تحولات‌ عراق‌ و ماجراي‌ صعود صدام‌ اختصاص‌ داده‌ است. امروزه، به‌ دليل‌ تحولات‌ عراق، مطالعه‌ مجدد ارزيابي‌ فردوست‌ از نقش‌ سياسي‌ صدام‌ مفيد است. اين ارزيابي ارتشبد فردوست از صدام در سال 1369، يعني قريب به 16 سال پيش، منتشر شد:

سرزمين‌ عراق‌ در جنگ‌ جهاني‌ اول‌ توسط‌ انگليسي‌ها اشغال‌ شد. انگليسي‌ها به‌ دليل‌ موقعيت‌ ژئوپولتيك‌ عراق‌ در منطقه‌ و همچنين‌ به‌ علت‌ ذخاير عظيم‌ نفتي‌ آن‌ ترتيباتي‌ دادند تا تسلط‌ خود را محكم‌ كنند و لذا فيصل‌ - پسر شريف‌ مكه‌ -- را به‌ سلطنت‌ عراق‌ نشاندند و برادر او به‌ نام‌ عبدالله‌ را شاه‌ اردن‌ كردند. ملك‌ عبدالله‌ پدربزرگ‌ ملك‌ حسين، شاه‌ فعلي‌ اردن، است. انگليسي‌ها قصد داشتند بخش‌ مهمي‌ از دنياي‌ عرب‌ (عراق، اردن‌ و سوريه) را به‌ وسيله‌ خانواده‌ هاشمي‌ حجاز اداره‌ كنند و در بخش‌ ديگر (سرزمين‌ حجاز) خانواده‌ سعودي، كه‌ رقيب‌ خانواده‌ هاشمي‌ بود، را به‌ قدرت‌ رساندند. اين‌ همان‌ سياست‌ معروف‌ انگليسي‌ «تقسيم‌كن‌ و حكومت‌كن» است. 

پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ نفوذ انگليسي‌ها در عراق‌ محكم‌ بود، تا بالاخره‌ با همكاري‌ امريكا در سال‌ 1333 پيمان‌ بغداد را تشكيل‌ دادند و به‌ نوعي‌ براي‌ عراق‌ در منطقه‌ مركزيت‌ قائل‌ شدند. در اين‌ زمان‌ شاه‌ عراق، ملك‌ فيصل‌ دوم‌ بود، ولي‌ در واقع‌ كشور توسط‌ نخست‌وزير او به‌ نام‌ نوري‌ سعيد اداره‌ مي‌شد كه‌ عامل‌ درجه‌ اول‌ انگليسي‌ها بود. ملك‌ فيصل‌ را چند بار در كاخ‌ محمدرضا ديدم. بسيار جوان‌ بود و احتمالا ازدواج‌ نكرده‌ بود (مطمئن‌ نيستم). خود فيصل‌ بسيار مودب‌ و مظلوم‌ بود و همه‌ كاره‌ دربار وليعهد به‌ نام‌ عبدالاله بود كه‌ احتمالا پسرعموي‌ او بود. عبدالاله حدود 10 سال‌ از فيصل‌ بزرگتر بود و روابط‌ بسيار نزديك‌ با انگليسي‌ها داشت‌ و در واقع‌ مامور آنها در دربار محسوب‌ مي‌شد. نوري‌ سعيد نيز فرد بسيار مقتدري‌ بود و هر چند نخست‌وزير بود ولي‌ يك‌ ديكتاتور واقعي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ و قابل‌ تعويض‌ نبود. فرد بسيار مسلط‌ به‌ خود و كاردان‌ باهوشي‌ بود و همه‌ رجال‌ عراق‌ از او حساب‌ مي‌بردند. نوري‌ سعيد به‌ صورت‌ ظاهر مقام‌ سلطنت‌ را حمايت‌ و شديدا به‌ شاه‌دوستي‌ تظاهر مي‌كرد. 

در اين‌ زمان‌ روحيات‌ ضدانگليسي‌ در عراق‌ بسيار رشد كرده‌ و به‌خصوص‌ افسران‌ عراقي‌ تحت‌تاثر كودتاي‌ ژنرال‌ نجيب‌ و سرهنگ‌ عبدالناصر و ناسيوناليسم‌ عربي‌ ناصر قرار گرفتند و روس‌ها نيز اين‌ ناسيوناليسم‌ را به‌ شدت‌ مورد تشويق‌ قرار دادند. بدين‌ ترتيب‌ در سال‌ 1337 كودتاي‌ سرتيپ‌ عبدالكريم‌ قاسم‌ صورت‌ گرفت‌ و رژيم‌ سلطنتي‌ در عراق‌ سقوط‌ كرد. 

زماني‌ كه‌ كودتاي‌ قاسم‌ انجام‌ شد، روز بعد ارتشبد جم‌ در يك‌ ملاقات‌ دوستانه‌ به‌ من‌ گفت‌ زماني‌ كه‌ او رييس‌ هيات‌ نظامي‌ ايران‌ در سنتو بود. قاسم‌ در تركيه‌ دوره‌ دانشگاه‌ جنگ‌ را مي‌گذراند و به‌ عنوان‌ يك‌ افسر عراقي‌ در تمام‌ ميهماني‌هاي‌ پيمان، كه‌ عراق‌ عضو آن‌ بود، شركت‌ مي‌كرد. جم‌ به‌ كرات‌ با قاسم‌ صحبت‌ كرده‌ و او را از نظر نظامي‌ افسر مسلطي‌ مي‌دانست. در آن‌ زمان‌ درجه‌ قاسم‌ سرهنگ‌ بود. به‌ هر حال‌ در سال‌ 1337، به‌ علت‌ ناآرامي‌هايي‌ كه‌ در مرز عراق‌ و سوريه‌ بود، ستاد ارتش‌ عراق‌ يك‌ تيپ‌ را به‌ فرماندهي‌ سرتيپ‌ قاسم‌ و معاونت‌ سرهنگ‌ عبدالسلام‌ عارف‌ به‌ اين‌ منطقه‌ اعزام‌ مي‌كند. تيپ‌ كمي‌ از بغداد خارج‌ مي‌شود و شب توقف‌ مي‌كند. قاسم‌ و عارف‌ طرح‌ حمله‌ به‌ بغداد و كودتا را آغاز مي‌كنند. ساعت‌ 5/ 3 صبح، تيپ‌ به‌ جاي‌ حركت‌ به‌ سمت‌ سوريه، به‌ بغداد مراجعت‌ مي‌كند. قاسم‌ با تيم‌ انتخابي‌ خود به‌ طرف‌ كاخ‌ مي‌رود و عارف‌ با تيم‌ مربوطه‌ به‌ سمت‌ راديو. قاسم‌ عبدالاله ‌ (وليعهد)، فيصل‌ (شاه) و كليه‌ اعضاي‌ خانواده‌ سلطنتي‌ را، پس‌ از خلع‌ سلاح‌ گارد، در سينه‌ ديوار تيرباران‌ مي‌كند و پس‌ از مدتي‌ نوري‌ سعيد را كه‌ فرار كرده‌ و در غاري‌ مخفي‌ شده‌ بود، دستگير و او را نيز تيرباران‌ مي‌كند. اجساد همگي‌ را به‌ گاري‌ مي‌بندد و در خيابان‌هاي‌ بغداد نمايش‌ مي‌دهد

كودتاي‌ عراق‌ در آن‌ زمان‌ بزرگترين‌ حادثه‌ منطقه‌ تلقي‌ مي‌شد و هم‌ غرب‌ و هم‌ محمدرضا را به‌ وحشت‌ انداخت‌ و از آن‌ زمان‌ تيرگي‌ روابط‌ رژيم‌ محمدرضا و جمهوري‌ عراق‌ آغاز شد كه‌ تا سال ‌ 1975 ادامه‌ يافت. 

كودتاي‌ قاسم‌ پيشرفت‌ مواضع‌ شوروي‌ در منطقه‌ تلقي‌ مي‌شد و توسعه‌ فعاليت‌ كمونيست‌ها در عراق‌ ثبات‌ منطقه‌ به‌ نفع‌ غرب‌ را به‌ خطر مي‌انداخت. لذا امريكا و انگليس‌ به‌ تقويت‌ رژيم‌ محمدرضا و رژيم‌ اردن‌ دست‌ زدند، ولي‌ همزمان‌ نيز تلاش‌هايي‌ صورت‌ گرفت‌ تا با نفوذ در ارتش‌ عراق‌ به‌ تدريج‌ نيروهاي‌ متمايل‌ به‌ شوروي‌ و يا ناسيوناليست‌ها پس‌ زده‌ شوند. بدين‌ ترتيب، قدم‌به‌قدم‌ راه‌ براي‌ صعود صدام‌ حسين‌ هموار شد. قاسم‌ پس‌ از حدود 4 سال‌ حكومت‌ [در سال‌ 1340] توسط‌ عبدالسلام‌ عارف‌ بركنار و كشته‌ شد و سرانجام‌ حزب‌ بعث‌ عراق‌ به‌ قدرت‌ رسيد. اين‌ قدم‌ اول‌ به‌ سود امريكا تلقي‌ مي‌شد.(1) پس‌ از چندي، عارف‌ [در سال‌ 1345] در سانحه‌ هوايي‌ كشته‌ شد و برادرش‌ سپهبد عبدالرحمن‌ عارف، رييس‌جمهور شد و بالاخره‌ [در سال‌ 1347] حسن‌البكر، عبدالرحمن‌ عارف‌ را بدون‌ مقاومت‌ از كشور خارج‌ كرد و عازم‌ انگلستان‌ نمود و قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفت.

اعزام‌ عارف‌ به‌ انگلستان‌ اين‌ فرضيه‌ را مطرح‌ مي‌كند كه‌ او از آغاز مهره‌ انگليسي‌ها بود. در اين‌ زمان‌ صدام‌ حسين‌ دبير شوراي‌ انقلاب‌ و معاون‌ رييس‌جمهور شد. اين‌ نشانگر آن‌ بود كه‌ ارتش‌ عراق‌ صدام‌ را براي‌ رياست‌ جمهوري‌ قبول‌ نداشت‌ و بايد فرد خوشنامي‌ به‌ قدرت‌ مي‌رسيد. لذا سرتيپ‌ حسن‌البكر، كه‌ مورد قبول‌ ارتش‌ بود، براي‌ اين‌ نقش‌ انتخاب‌ شد؛ ولي‌ به‌ تدريج‌ صدام‌ نقش‌ فائقه‌ را در حكومت‌ عراق‌ به‌ دست‌ گرفت‌ و خيلي‌ زود روشن‌ شد كه‌ همه‌ كاره‌ عراق‌ است. در اين‌كه‌ طرح‌ ديكتاتوري‌ صدام‌ -- مهره‌ مورد نظر امريكا -- از مدت‌ها پيش‌ برنامه‌ريزي‌ شد و قدم‌به‌قدم‌ اجرا شد، ترديد ندارم. زماني‌ كه‌ هنوز البكر رييس‌جمهور بود، صدام‌ با قدرت‌ كامل‌ ناگهان‌ در مراسم‌ افتتاح‌ دوره‌ دانشگاه‌ جنگ‌ بغداد با لباس‌ ارتشبدي‌ - بالاترين‌ درجه‌ نظامي‌ - ظاهر شد. صدام‌ فردي‌ غيرنظامي‌ بود و اين‌ عمل‌ عجيب‌ او سبب‌ شد تعدادي‌ از افسران‌ حاضر به‌ عنوان‌ اعتراض‌ مراسم‌ را ترك‌ كنند. 

چرا امريكا در سال‌ 1975 خواهان‌ پايان‌ شورش‌ كردهاي‌ عراق‌ شد و محمدرضا را براي‌ انعقاد قرارداد 1975 تشويق‌ كرد؟ چرا انعقاد اين‌ قرارداد مصادف‌ با زماني‌ بود كه‌ صدام‌ در نقش‌ نفر اول‌ و قدرت‌ فائقه‌ عراق‌ ظاهر شد؟ چرا و به‌ توصيه‌ كه‌ محمدرضا پذيرفت‌ به‌ جاي‌ البكر، رئيس‌جمهور، با صدام‌ قرارداد مهم‌ فوق‌ را امضا كند؟

پاسخ‌ همه‌ اين‌ پرسش‌ها روشن‌ است: تا زماني‌ كه‌ هنوز صدام‌ -- مهره‌ مورد نظر امريكا -- قدرت‌ كافي‌ نداشت، محمدرضا عمليات‌ اكراد عراقي‌ را عليه‌ دولت‌ بغداد تقويت‌ مي‌كرد. فعاليت‌ اكراد بارزاني‌ يك‌ خطر جدي‌ بالفعل‌ براي‌ دولت‌ مركزي‌ عراق‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ و بيش‌ از 10 سال‌ حداقل‌ يك‌ سوم‌ ارتش‌ عراق‌ را به‌ خود جلب‌ كرد. در اين‌ ميان‌ ارتش‌ عراق‌ تلفات‌ انساني و تسليحاتي‌ زيادي‌ داد. ولي‌ در سال‌ 1975 امريكا تصميم‌ گرفت‌ به‌ فعاليت‌ شورشيان‌ كرد عراق‌ پايان‌ دهد و لذا با وساطت‌ بومدين‌ قرارداد 1975 الجزاير بين‌ محمدرضا و صدام‌ (دبير شوراي‌ انقلاب‌ عراق) منعقد شد. اين‌ قرارداد بيش‌ از همه‌ به‌ سود صدام‌ بود و خواست‌ امريكا نيز همين‌ بود و گرنه‌ دليلي‌ نداشت‌ كه‌، به‌ جاي‌ حسن‌البكر، صدام‌ قرارداد را امضا كند. قرارداد 1975 موجب‌ شد 90 هزار كرد طرفدار بارزاني‌ به‌ ايران‌ خواسته‌ شوند و پس‌ از سال‌ها جنگ‌ با كردها پايان‌ يابد. بنابراين، صدام‌ در نقش‌ ناجي‌ ارتش‌ عراق‌ در الجزاير ظاهر شد. قرارداد الجزاير هيچ‌ شبهه‌اي‌ در امريكايي‌ بودن‌ صدام‌ باقي‌ نمي‌گذارد. افرادي‌ كه‌ در زمان‌ انعقاد قرارداد حضور داشتند، برايم‌ تعريف‌ كردند كه‌ صدام‌ چه‌ پيش‌ از امضا قرارداد و چه‌ پس‌ از آن، مانند يك‌ چاپلوس‌ درباري‌ رفتار مي‌كرد و زمان‌ امضا مي‌خواست‌ دست‌ محمدرضا را ببوسد كه‌ قضيه‌ با روبوسي‌ فيصله‌ يافت. او نقطه‌ ضعف‌ محمدرضا را به‌ خوبي‌ مي‌دانست

نقش‌ امريكايي‌ صدام‌ در مساله‌ اتحاد سوريه‌ و عراق‌ نيز ظاهر شد. گفته‌ مي‌شد البكر موافق‌ اتحاد دو كشور است‌ و لذا حافظ‌ اسد به‌ بغداد رفت.

روشن‌ است‌ كه‌ اتحاد سوريه‌ و عراق‌ به‌ سود شوروي‌ تمام‌ مي‌شد و امريكا و انگليس‌ مخالف‌ آن‌ بودند. رييس‌ 6-MI سفارت‌ انگليس‌ در تهران‌ صراحتا به‌ من‌ مي‌گفت‌ كه‌ دولت‌ انگلستان‌ خواستار عراقي‌ مستقل‌ و بدون‌ اتحاد با سوريه‌ است. در نتيجه‌، صدام، به‌ دستور امريكا، ظرف‌ 24 ساعت‌ اين‌ طرح‌ را به‌ هم‌ زد و حافظ‌ اسد را محترمانه‌ به‌ فرودگاه‌ برد و به‌ خانه‌اش‌ فرستاد. او سپس‌ حسن‌البكر را به‌ بهانه‌ ضعف‌ مزاج‌ در خانه‌ بستري‌ كرد و شبانه‌ 21 نفر از مقامات‌ عالي‌ عراق، از جمله‌ جناح‌ بعثي‌ هوادار سوريه، را تيرباران‌ كرد و خود را رييس‌جمهور اعلام‌ نمود [1357]. همه‌ اين‌ حوادث‌ بدون‌ ترديد نشان‌ مي‌دهد که در پشت صدام از آغاز دست‌ سرويس‌هاي‌ اطلاعاتي‌ غرب‌ پنهان بوده‌ است. درباره‌ نقش‌ بسيار فعال‌ سازمان‌ اطلاعات‌ اسرائيل‌ در عراق‌ و شبكه‌هاي‌ برون‌مرزي‌ آن‌ قبلا توضيح‌ دادم. واضح‌ است‌ كه‌ از همان‌ سال‌ 1337 و كودتاي‌ سرتيپ‌ قاسم، اسرائيل‌ از ميان‌ كشورهاي‌ عربي‌ منطقه‌ به‌ عراق‌ توجه‌ درجه اول داشت‌ و طرح‌هاي‌ درازمدتي‌ را برنامه‌ريزي‌ مي‌كرد

از سال‌ 1975، كه‌ خيال‌ صدام‌ از مساله‌ اكراد راحت‌ شد و موقعيتش‌ در ميان‌ ارتش‌ تقويت‌ شد، حزب‌ كمونيست‌ را نيز به‌ شدت‌ قلع‌ و قمع‌ كرد. كمونيست‌هاي‌ عراق‌ نيرومند نيستند و روحيه‌ سازشكاري‌ سياسي‌ در آنها قوي‌ است. آنها هرگاه‌ تحت‌ فشار دولت‌ مركزي‌ قرار مي‌گرفتند، به‌ ملا مصطفي‌ [بارزاني] پناه‌ مي‌بردند و هرگاه‌ مورد تحبيب‌ بغداد بودند، به‌ دولت‌ روي‌ مي‌آوردند و به‌ همين‌ دليل‌ نيز نتوانستند در ميان‌ مردم‌ پايگاهي‌ به‌ دست‌ آورند.

سپس‌ رژيم‌ البكر -- صدام‌ به‌ تقويت‌ ارتش‌ عراق‌ دست‌ زد. طبق‌ گزارشات‌ اداره‌ دوم‌ ارتش، به‌ نسبت‌ جمعيت‌ و وسعت‌ خاك‌ ايران‌ و با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ ايران‌ ژاندارم‌ خليج‌ [فارس] محسوب‌ مي‌شد، هزينه‌هايي‌ كه‌ عراق‌ در آن‌ سال‌ها صرف‌ ارتش‌ خود مي‌كرد بيشتر بود:

در سال‌ 1357، عراق‌ داراي ‌ 8 لشكر و 2 يا 3 تيپ‌ مستقل‌ بود و تعداد افراد ارتش‌ 75 هزار نفر گزارش‌ مي‌شد كه‌ كمي‌ بيش‌ از نصف‌ پرسنل‌ ارتش‌ ايران‌ بود. از نظر هواپيماهاي‌ مختلف‌ نظامي، عراق‌ حدود  300- 350 فروند كمتر از ايران‌ داشت. از نظر تعداد تانك‌ و زره پوش عراق 1800 دستگاه (در مقابل 2400 دستگاه ايران) داشت. ولي ارتش عراق يک مزيت آشکار داشت و آن آمادگي جنگي بود که طي سالها جنگ با اکراد کسب کرده بود در حاليکه ارتش ايران اصولا ورزيدگي کافي براي جنگ واقعي نداشت و جنبه تشريفاتي آن بيش از جنبه نظامي بود. اين مسئله به خوبي در شورش عشايري فارس (معروف به غائله فارس در سال 1341) ديده شد.  بعلاوه، عراق داراي يک ارتش شبه نظامي متشکل از سه سپاه بود که آمادگي نسبي جنگي نيز داشت و حداقل براي حفاظت شهرها مناسب بود. اين نيرو نيز حداقل سي هزار نفر برآورد مي شد. پس، در سال 1357 عراق در ميان کشورهاي عربي منطقه داراي قويترين ارتش بود.

در اين‌ سال‌ها، عراق‌ به‌ دستور امريكا در نقش‌ يك‌ كشور تندروي‌ عربي‌ در برابر اسرائيل‌ ظاهر شد و از اين‌ طريق‌ سعي‌ كرد خود را سپر بلاي‌ اعراب‌ وانمود كند و در ميان‌ شيخ‌نشين‌هاي‌ خليج‌ [فارس] محبوبيت‌ كسب‌ نمايد؛ ولي در عين‌ حال، عراق‌ قدرت‌ خود را در خليج‌ [فارس] بر پايه‌ رعب‌ و وحشت‌ هم قرار داد. طبق‌ گزارشات‌ اداره‌ كل‌ هفتم‌ ساواك، در حاكم‌نشين‌هاي‌ خليج [فارس] عراقي‌ها بسيار گستاخانه‌ عمل‌ مي‌كردند و بغداد براي‌ ايجاد ناامني‌ و رعب عراقي‌هاي‌ زيادي‌ را به‌ اين‌ مناطق‌ اعزام‌ مي‌داشت. در سال‌ 1357 وضع بنحوي شده‌ بود كه‌ اين‌ كشورهاي‌ كوچك‌ از عراق‌ حساب‌ مي‌بردند در حالي‌ كه‌ در مقابل روابط‌ خوبي‌ با ايرانيان‌ ساكن‌ اين‌ كشورها داشتند. عراق‌ به‌ كر‌ات‌ ادعاي‌ مالكيت‌ جزيره‌ بوبيان‌ - متعلق‌ به‌ كويت‌ - را نمود که با اعتراض‌ شديد كويت‌ مواجه‌ شد و حاكم‌نشين‌هاي‌ خليج‌ [فارس] نيز از كويت‌ حمايت‌ كردند. پس‌ از چند سال‌ دعوي، زماني‌ كه‌ عراق‌ متوجه‌ شد به‌ نتيجه‌ نمي‌رسد، خواستار اجاره‌ بوبيان‌ از كويت‌ شد كه‌ كويت‌ با آن‌ هم‌ مخالفت‌ كرد و همين‌ مساله‌ زمينه‌ساز يك‌ كدورت‌ ريشه‌دار ميان‌ دو كشور شد. موقعيت‌ جزيره‌ بوبيان‌ چنان‌ است‌ كه‌ عراق‌ مي‌تواند با چندين‌ پل‌ آن‌ را به‌ خاك‌ خود وصل‌ كند و با ايجاد اسكله‌هاي‌ متعدد ظرفيت‌ پذيرش‌ كشتي‌ را چند برابر نمايد و اگر جزيره‌ فوق‌ به‌ تصرف‌ عراق‌ درآيد امكانات‌ دريايي‌ آن‌ توسعه‌ چشمگير خواهد يافت. 

بنابراين، در سال‌ 1357 رژيم‌ عراق‌ استعداد كافي‌ داشت‌ كه‌ خلاء سقوط‌ محمدرضا را براي‌ امريكا و انگليس‌ در منطقه‌ پر كند و نقش‌ ژاندارمي‌ خليج‌ [فارس] را ايفا نمايد. اين‌ نقش‌ عراق‌ ناظر بر چند هدف‌ بود: جلوگيري‌ از نفوذ شوروي‌ در كشورهاي‌ عربي‌ از طريق‌ ايجاد اختلاف‌ در ميان‌ اعراب، حفظ‌ موقعيت‌ عراق‌ به‌ عنوان‌ سردسته‌ كشورهاي‌ عربي‌ عليه‌ اسرائيل‌ و در نتيجه‌ تامين‌ كنترل‌ غرب‌ بر ناسيوناليسم‌ عربي، و بالاخره‌ جلوگيري‌ از نفوذ انقلاب‌ اسلامي‌ در ميان‌ مسلمانان‌ منطقه‌ با تحريك‌ روحيات‌ قومي‌ اعراب‌ در مقابل‌ روحيات‌ مذهبي‌ آنها.  (خاطرات فردوست، صص 554 -559)

 

پي‌نوشت‌: 

در سال 1968 کلود ژولين، روزنامه نگار سرشناس فرانسوي و سردبير لوموند ديپلماتيک، در کتاب امپراتوري آمريکايي نوشت: «هنگامي که با اعلام قانون 81 ژنرال قاسم 95 درصد سهام کمپاني نفت عراق را به دولت واگذار کرد، واشنگتن شديداً به اين عمل اعتراض نمود. سپس عراق از پيمان بغداد خارج شد. در فوريه 1963 ژنرال عارف، به کمک سيا، ژنرال قاسم را سرنگون و او را به قتل رساند. اين به اصطلاح انقلاب يک کشتار واقعي... در پي داشت. سفير ايالات متحده در بغداد حتي از تحويل فهرست عناصر مزاحم به پليس عراق خودداري نمي کرد.»

معهذا، سيا هيچگاه به نقش خود در کودتاي عارف و قتل عبدالکريم قاسم اعتراف نکرد و تنها در سال 1975 در تحقيقات سناي آمريکا (کميسيون چرچ) روشن شد که اداره کل عمليات اجرايي سيا طرحهاي متعدد براي قتل قاسم داشته اشت. (شهبازي)




 نظرات کاربران


© پایگاه اطلاع رسانی رجا

Info@RajaNews.Com

"Best View "1024*768

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 16:22  توسط توفیق سلمی  | 
صفحه اول آرشيو جستجو تماس با ما پيوندها ورزشي
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


سخنرانی منتشرنشده امام صدر در عاشورا

۱۰ بهمن ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۴۷ تعداد بازديد: 1187 كد خبر: ۵۹۲۰۰

السلام علیك یا ابا عبدالله، و علی الارواح التی حلّت بفنائك، علیك منا سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار. و لاجعله الله آخر العهد منا لزیارتك، السلام علی الحسین و علی علّی بن الحسین و علی اصحاب الحسین.

در زیارتی كه به مناسبت امروز وارد شده است، و در پایان جلسه نیز برای تجدید بیعت آن را خواهیم خواند، آمده است:
السلام علیك یا وارث آدم صفوه الله؛
السلام علیك یا وارث نوح نبی الله؛
السلام علیكم یا وارث ابراهیم خلیل الله ؛
السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله ؛
السلام علیك یا وارث عیسی روح الله ؛
السلام علیك یا وارث محمد حبیب الله ؛

هدف این زیارت بخشیدن حركت و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جدا ساختن آن از گذشته و آینده است. زیرا كه همه خطر در این است كه عاشورا فقط بدل به یادبودهایی شود، و واقعه کربلا تنها برای كتاب‌ها و سیره‌نویسی، و یا ذكر آن برای اجر و ثواب اخروی باشد. بیم آن می رود كه این حادثه از ظرف زمانی خود فراتر نرود، و مقتل حسین و یارانش در همان سال 61 مدفون شود؛حسینی بود، كشته شد و همه چیز پایان یافت.

برای این‌که‌ این خواست و كینه و كنار نهادن واقعه محقق نشود، و كار حسین هدر نرود، پاره‌ای فقرات در این زیارت آمده است، تا میان شهادت حسین و ستیز همیشگی حق و باطل پیوند برقرار سازد. ستیزی كه از نخستین حركت انسان برای اصلاح و جهاد تا رسیدن به زندگی آزاد، با كرامت و رهایی از ستم و ستم‌پیشگان ادامه دارد.

دشمنان حسین:
یكی از دوستان اندیشمند ما می‌گوید دشمنان حسین سه گروه‌اند:
دشمن نخست: كسانی كه حسین و یارانش راكشتند. آن‌ها ستمكار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا كه جسم را كشتند و اجساد را پاره پاره کردند و چادرها را به آتش كشیدند و اموال را به غارت بردند. آن ها چیزهای محدودی را از میان بردند. اگر حسین در سال 61 به شهادت نمی‌رسید در سال دیگری از دنیا می‌رفت. پس خطر اصلی چیست؟ آنان با کشتن حسین چه چیزی را محقق ساختند؟ باید گفت که آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین خطر دشمن اول، ظالم اول و طغیانگر اول محدود است.
دشمن دوم: كسانی كه كوشیدند تا آثار حسین را پاك سازند، بنابراین قبرش را از میان بردند و زمینی را كه در آن به خاك سپرده شده بود، به آتش كشیدند و یا مانند بنی عباس حرم امام حسین (ع) را به آب بستند.
اینان مانع عزاداری برای حسین (ع) شدند، چنان‌كه در عصر عثمانی این‌گونه بود. شما و پدرانتان این دوره را دیده‌اید. دوران تاریكی بود. هنگامی كه مجلسی بر پا می‌داشتند، مراقبینی می‌گماردند، تا رسیدن عمال عثمانی را خبر دهند و عزاداران پراكنده شوند. هم اینان زیارت حسین را منع كردند و برای كسانی كه می خواستند قبر امام حسین را زیارت کنند سختی‌های بسیاری می‌آفریدند. این‌ها گروه دوم از دشمنان حسین هستند، کسانی که می‌خواستند اسم حسین و یاد حسین فراموش شود، و آرامگاه حسین و عزاداری بر حسین را از میان رود.

خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامه‌هایشان، ناتوان ماندند، چنان‌كه این مسأله در تاریخ روشن شد. ما امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداری‌های امام حسین هستیم. امروز دست كم بیش از صد میلیون نفر در عزاداریی‌های امام حسین(ع) شركت می كنند؛ نه تنها در جهان اسلام، بلكه همچنین در آفریقا. جمعه گذشته در ایام عاشورا، همه خطبه‌ها به اسم امام حسین (ع) برگزار شد؛ در همه جا، در اروپا، در آمریكا و در هر كشوری که دوستداران حسین (ع) زندگی می‌كنند. امروز صد میلیون نفر و یا بیشتر مجالس حسینی را برپا می‌كنند. سفر من به گابن با اربعین حسینی مصادف بود و در آنجا سخنرانی مفصلی كردم. در سنگال هم که بودم مجالس مفصلی برپا كردیم. به همین ترتیب در همه كشورها مراسم‌های عزاداری امام حسین (ع) در حال گسترش است. این مراسم این جا در لبنان، در بیروت و در مكان‌های گوناگون فزونی می یابد، و عمیق‌ تر می‌شود. بنابراین گروه دوم دشمنان حسین پر خطرتر و ستمكارتر از گروه نخست‌اند، اما در كارشان ناكام ماندند، ولی خطر این‌ها از گروه سوم كمتر است.

دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره حسین را مخدوش کنند، و واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداری‌ها نگه دارند، و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسین بسیار می‌گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ما برای نو كردن اندوه‌ ها و كینه‌ ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است، این‌ها انگیزه ما برای گریه است.
چرا به خاک افکنده شدن امام حسین را یاد می كنیم و آن را در مقاتل می‌ خوانیم؟ ناله‌ها و شیون‌های دلخراش! ماجرا را صحنه به صحنه می ‌خوانیم تا واقعیت را پیش رو آوریم، و خطر ستم‌پیشگان و سنگدلی‌شان را دریابیم، و همچنین ابعاد فداكاری و قدرت آن را بفهمیم. پس ما تنها به شیون بسنده نمی‌كنیم، و حسین را تنها شهید اشك‌ها نمی‌دانیم. و برآنیم كه تكلیف ما فقط با عزاداری‌های ما به انجام نمی‌رسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل واقعه کربلا را از جمود خارج سازیم و آن را به گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه به آینده هم پیوند می خورد. چنان‌كه می‌گوییم حسین وارث آدم و نوح و موسی و عیسی است، و امام صادق و باقر و رضا (ع) میراث‌دار او هستند، و هر كسی كه با باطل می‌ستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می‌كند میراث‌دار اوست.

حق و باطل از ازل با هم در ستیز بودند. این مسأله سنت خداوند در خلقش است. آدمی خیر و شر را می‌شناسد، چنان‌كه در قرآن آمده است:«فألهما فجورها و تقواها» [شمس/ 28] (سپس بدی ها و پرهیزگاری را به او الهام کرد.) خداوند سبحان است كه به من آموخت و الهام كرد و روح در من دمید, و مرا آفرید. من خیر و شر را درمی‌یابم، و هم توانا بر خیر و هم توانا بر شر هستم: «و هدیناه السبیل اما شاكراً و اما كفورا»[انسان/3] ( راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس.)این سنت خداوند است كه در هستی هم امكان انجام دادن خیر هست و هم شر. ما راه خیر را، چشم‌بسته و بدون آگاهی از شر، نمی‌پیماییم. آدمی در هر موقعیتی كه قرار می‌گیرد، خودش را در برابر دو گزینه مختار می بیند؛ چیزی هست كه او را به خیر می خواند، و چیزی دیگر كه او را به شر دعوت می‌کند. او در هر موقعیتی خود را در نبردی آزاد می بیند، كه می تواند خیر را برگزیند، و یا در چاه شر سقوط کند. اگر خیر را برگزیند، كامل می‌شود، زیرا این گزینش پس از ستیزی ویرانگر و درونی بوده است.

انسان همچون زنبور نیست. زنبور تنها می‌تواند عسل بسازد. آدمی مثل گوسفند، حیوانات سودمند یا خورشید نیست. این‌ها فقط توانایی کار خیر دارند. اما آدمی هم توانایی انجام دادن خیر دارد و هم شر. بنابراین سنّت آفرینش خداوند وجود احساس خیر و شر در نفس انسان، و وجود خیر و شر در عالم خارج است. پس آدمی در هر موضعی در برابر دو گزینه قرار دارد.
وجود خیر و شر دو جبهه ابدی و ازلی را می‌سازند. جدّمان، حضرت آدم، برگزیده خدا، جبهه اصلی را رهبری كرد. نبرد میان قابیل و هابیل صورت پذیرفت. می‌توان گفت این ستیز نبردی نمادین یا حقیقتی تاریخی است، فرقی نمی‌کند، آن چه مهم است بازتاب این نبرد برای ماست. قرآن نیز نبرد هابیل و قابیل را بیان می كند. در این نبرد، جبهه كوچك خیر، در برابر جبهه كوچك شر قرار می گیرد. گستره این نبرد محدود است. میان دو برادر كه از یك پدر و یك مادر هستند، نبرد روی می دهد. قابیل، هابیل را می‌كشد. هابیل در زیر خاك دفن می شود. پس از آن نبرد آغاز و از همان لحظه اول به خون آغشته شد. این نبرد پردامنه آغاز شد، تا از همان زمان و تا امروز و تا ابد در برابر آدمی تجربه ای قرار دهد.

از آن زمان به بعد این نبردها ادامه یافتند. پژوهشگران، منتقدان، فلاسفه، اقتصادانان و پایه‌گذاران مكتب‌های اقتصادی قدیم و جدید، این نبرد را تفسیر كرده اند، درباره آن نظر داده اند و اثرهای آن را برشمرده‌اند. آنان در اظهار نظر خود بر حق هستند زیرا هر کدام به نوعی این نبرد را تعریف کرده اند. آنان در زمانی زندگی می‌کردند که ویژگی بارز نبرد اختلاف طبقاتی بود. من شك ندارم كه اگر آن‌ها در دوره ما زندگی می كردند به این نبرد ویژگی دیگری می دادند. چرا كه این نبردها امروز از چارچوب طبقاتی خارج شده‌اند. این نبردها گاهی میان طبقات است و گاهی درون طبقات مختلف اجتماعی و گاهی میان ملت ها و یا ... است. نمی خواهم در این مورد بحث كنم. آن‌ها آخرین نبردها را تعریف كردند و به آن‌ها عمومیت بخشیدند و گفتند همه تاریخ، از ابتدا تا انتها، نتیجه این مبارزه و نبرد است.
اما واقعیت این است كه نبرد حقیقی میان ستم‌پیشه و ستم‌دیده است، زیرا كه ستم شكل‌های گوناگونی دارد. گاهی ظلم حالت شخصی دارد. كسی دیگری را می زند، شوهری همسرش را می زند، برادری برادرش را می زند و یا شخصی به همسایه اش آزار می رساند. این نبردها شخصی است.

گاهی ستم ویژگی دیگری می یابد. استعمار ستمی سیاسی است و استعمار‌گران به مردم ستم می كنند؛ آزادی و سرزمین و وطنشان را غصب می‌کنند. این چیزها را گاهی به كمك سیاست می گیرند، و گاهی با شمشیر. این نوع ستم، نبرد میان ظالم و مظلوم را تصویر می كند، و استعمارگر و استعمار شده را.
گاهی نبرد ویژگی اقتصادی می یابد؛ استثمار كننده و استثمار شونده. گروهی با فریب و زور و ربا اموال دیگران را می دزدند. ربا در قدیم رواج داشت؛ چه پیش از اسلام، چه پس از اسلام، حتی امروز هم وجود دارد. گروهی با سوء استفاده از مال و امکاناتی که دارند، اموال و تلاش دیگران را تصاحب می‌كنند. این نوع دیگری از ستم است، نبرد میان استثمار كننده واستثمار شونده.

گاهی نبرد با ویژگی فرهنگی و فكری خود را می‌نمایاند. یكی از متفکران این ستم را «استحمار» می‌نامد. استحمار یعنی این‌كه می‌خواهند مردم را نادان نگه دارند. مردم چیزی نفهمند و نادان بمانند. در این‌جا نیز ستمكار عقل و اندیشه و آگاهی و احساس ستمدیده را نادیده می گیرد.در این جا نیز نبرد پا برجاست.
قرآن كریم همه انواع ستم را معرفی می‌كند، و همه ستمدیدگان را با هم می‌خواند: «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین» [قصص/ 5] ( و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.) استضعاف یعنی گروهی، گروهی دیگر را ضعیف بشمارد، و دارایی و اندیشه آن‌ها را غصب كند. نگاه تاریخی قرآن كریم می‌گوید در زمین مردم دو گروه اند؛ یا ظالم‌ یا مستضعف. این دو گروه در برابر هم قرار می گیرند، ستم فزونی می‌یابد، ظالم طغیان می‌كند، چیره می‌شود و سرانجام حكم می‌راند.

مستضعفین جستجو می‌كنند، متفق می‌شوند، التماس می‌كنند، توسل می‌جویند، ناله و فریاد سر می‌دهند، و سرانجام خداوند برای آنان رهبر یا وحی و یا پیامبری می‌فرستد، تا آنان را گرد هم آورد و رهبری كند. آنان نیز از مصالح خود در برابر ستمكار دفاع می‌كنند. همه پیامبران؛ كسانی كه فریادشان خدای واحد و احد بود، همیشه در میان تعداد زیادی مستضعف بودند. آن ها در كنار مستضعفین می‌ایستادند، نه به دلیل کینه توزی از قدرتمندان، چرا که عقده‌ای در کار نیست، بلكه به دلیل بیزاری از ظلم . آنان می خواهند زورمداران و ستم بارگان را از عرششان فرو کشند. پیامبر هیچ کینه و عقده‌ای علیه هیچ انسانی ندارد. او از این کینه‌توزی‌ها مبراست.
شعله نبرد زبانه می‌كشد. مستضعفین به پا می خیزند، گرد نبی خود می‌آیند و نبرد را می‌آغازند. فداكاری می‌كنند و نبرد را پی می‌گیرند تا ستمكار از عرشش سقوط كند و از طغیانش دست بشوید. مستضعفین در برابر استعمار و استثمار و استحمار ستمکار می‌ایستند.

انواع سه گانه ستم، رهبرانی دارد. این رهبران بوده‌اند و اكنون نیز هستند. اما سرانجام ستم در برابر اكثریت می‌شكند و ستم‌ پیشه نیز خرد می‌شود. سپس ستمكار جامه نو بر تن می‌كند؛ جامه انبیا، و لباس دین. به دعوت جدیدی فرا می‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر می‌دهد. اعلام می‌کند كه در كنار مستضعفین است. مستضعفین می‌بینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار از دورن خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می ‌شود. بدین گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.
این نبرد برای چیست؟ این سنت خداوند است. این نبرد همیشگی برای این است كه آدمی بتواند با اراده کامل خود از میان خیر و شر یکی را انتخاب کند و این گونه است که سلسله پاینده ستیز میان ستمكار و ستمدیده کامل می گردد. از خلال این سلسله نبرد آغاز شد: از آدم برگزیده خدا و نوح پیامبر خدا و عیسی روح خدا و موسی همسخن خدا و تا محمد محبوب خدا و علی ولی خدا.
از این رو، واقعه كربلا یك نبرد جدا افتاده و پدیده‌ای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته حلقه‌ای ویژه است، و به طور طبیعی با دیگر حلقه‌های تاریخ نبرد، تفاوت دارد. چنان كه این حلقه با گذشته پیوند دارد با آینده نیز در پیوند است.

ما با این یادها و عزاداری ها و برپایی مجالس سوگ می كوشیم تا با این واقعه‌ مانند اتفاقی جدید زندگی كنیم. پدران و نیاکان و رهبران و علمای ما نیز در این راه تلاش کردند. به سخنان امام حسین گوش فرا می دهیم:«الا ترون أن الحق لایعمل به و الباطل لایتناهی عنه»(آیا نمی بینید به حق عمل و از باطل بازداشته نمی شود.) [اللهوف, ص 79] این سخن در گوش عزاداران طنین می افكند، و انسان را وا می دارد تا هوشیار باشد كه در این نبرد همیشگی، امروز چه باید بكند؟ دو جبهه روشن است و تا هنگامی كه دو جبهه رهبران و پیروان خودش را دارد، ما باید ببنیم آیا در جای خود ایستاده ایم؟ در كدام جبهه هستیم؟
سخنان و شعارها روشن‌اند. وقتی كه انسان معاصر درمی‌یابد كه نبرد امام حسین با گذشته و آینده پیوند دارد، درنگ می‌كند، و در برابر دو جبهه می ایستد تا صف خود را انتخاب کند. اگر بخواهیم هر دو جبهه را بشناسیم، باید بدانیم هر كدام ویژگی‌های خودش را دارد. دقت خیلی زیادی نمی‌ خواهد. ویژگی‌ها روشن است. آیا كسی هست كه شك كند اسرائیل ظالم است؟ اسرائیل فلسطین را اشغال و مردم را آواره و بی‌گناهان را نابود كرده است. به بهانة حمایت از خود اشغال را ادامه می دهد و فكر جهانی را با استعمار و استثمار و استحمار به بیراهه برده است.

بنابراین ما مستضعفین هستیم. اسرائیل در جبهه یزید است؛ جبهه باطل، جبهه ستم‌پیشگان، و ما در جبهه مستضعفین هستیم؛ جبهه حسین. ما چه باید بكنیم؟ سیره حسین را می‌خوانیم و می‌بینیم كه حسین با خاندان و یاران و فرزندان و با همه هستی و مردان و زنان خود به آوردگاه می‌رود. كسانی هم كه با حسین از مدینه خارج نشدند، با اجباری از جانب حسین مواجهه نشدند، چرا كه حسین برای آن‌ها چنین نوشت:«ألا وأن من خرج معی یقتل و من لم یخرج لن یبلغ النصر.» (بدانید آن که با من از مدینه خارج شود, کشته خواهد شد و آن کس که بماند به پیروزی نخواهد رسید.)
او می خواهد همه دوستداران و عزیزان خود را همراه كند، اما به كجا؟ به محراب شهادت. او می داند كه همگی به سوی شهادت گام بر می دارند و همین طور هم بود. سخنان امام حسین و علی اكبر را وقتی علی اكبر به خیمه‌ها بازگشت و آب خواست، می‌خواندم. مضمون سخن امام حسین این بود كه آب در اختیار ندارد اما به علی اکبر می گوید: «امیدوارم كه از دست جدت سیراب شوی.» در این دنیا سیراب می شود؟ جدش كجا به او آب می دهد؟ حسین شهادت و مرگ را برای تنها فرزندش آرزو می كند. می گوید: بفرما، بجنگ و بمیر. این معنای سیراب شدن از دست جدت است. دیگران از او اجازه می‌خواهند و او به آن‌ها اجازه می‌دهد، و همین گونه یكی پس از دیگری، همه آن‌ها را تقدیم كرد. در مقتل ماجرا را شنیده‌اید. جزئیات این كارزار بسیار به حقیقت نزدیك است. مردم گمراهانه آز ورزیدند. به آن‌ها اندكی پول دادند یا این كه یك مشت خرمای خشك گرفتند و برای قتل حسین آمدند. احادیث و سیره ها متفاوت است، اما برخی گفته‌اند كه سی هزار نفر یا بیشتر حسین را محاصره كرده بودند. همراهان امام حسین دانستند که میان آنان و پیروزی به اندازه ضربات شمشیر امام حسین (ع) و عباس و دیگر قهرمانان فاصله هست، یعنی لحظاتی بیش تا نجات آنان نمانده است.آنان می‌دانند كه پس از شهادت امام حسین(ع) خصم به درون خیمه‌ها می‌رود و لباس‌ها و زیور آلات و گوشواره‌ها را بی رحمانه به غارت می برد. آری روشن شد كه چه كردند. در مقتل خوانده‌اید که با شمشیرها و نیزه ها و هر وسیله ای كه در دسترسشان بود حمله كردند. ما این رخدادها را در ایام عاشورا می خوانیم. هدف چیست؟ می خواهیم عاشورا را در جایگاه درست تاریخی خود قرار دهیم، زیرا كه این واقعه در سلسله حلقه‌های متصل به هم جایی دارد. نبرد حق و باطل با حسین به اوج خود می‌رسد، اما این نبرد همچنان ادامه دارد. پیش از حسین بود و پس از آن‌ هم خواهد بود. چرا حلقه حسین متفاوت و ویژه است؟ زیرا فداكاری امام حسین، فداكاری بزرگی بود. او همه چیز را برای خدا تقدیم كرد:«ان كان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی.» (اگر دین محمد پا بر جا نمی ماند مگر با مرگ من، پس ای شمشیرها مرا در یابید.) او همه چیزش را تقدیم كرد. اگر این واقعه را به سلسله تاریخی و سرمدی نبرد میان حق و باطل پیوند دهیم، خود را در این جبهه قرار داده‌ایم.

امروز این نبرد میان فلسطینی ها و اسرائیل ‌برپاست. این مسأله نخست تکلیف فلسطینی‌هاست و اگر آن‌ها این كار را انجام ندهند بر ما واجب عینی است كه بپا خیزیم و این كار را به انجام رسانیم. درست است، اسرائیل نیرومند است، اما یزید نیز قدرت داشت. اسرائیل می كشد، می‌سوزاند و سر می‌برد. آنچه را انجام می‌دهد، بر صفحه‌های تلویزیون می‌بینم. به یاد می‌آوریم كه مسلم بن عقبل نیز در كاخ به قتل رسید، سرش را از تن جدا کردند، و جسدش را از بلندی افكندند. پس اسرائیل در صف یزید است. همه ابعاد واقعه كربلا هم اكنون نیز وجود دارد. حسین بازنگشت و نگفت كه آن ها ظالم اند و به مرد و زن و مرده رحم نمی كنند. نگفت كه آن ها پس از كشتنم، سینه ام را پاره پاره می كنند. پس بر ماست که در راه حق گام برداریم. چه سودی دارد كه خوار بمانیم؟ در حالی که او پیشواست و باید این همه را تحمل كند.

بنابراین، نبرد ما با اسرائیل، ادامه نبرد امام حسین است. آن ها درباره حسین می گفتند: «خرج عن حده فقتل بسیف جده» (او از خد و حدود خود تجاوز کرد و با شمشیر جدش کشته شد.) این حكمی بود كه در محكمه برای امام حسین صادر كردند. می‌گفتند چرا عصیان می‌کنی؟ چرا نمی گذاری مردم شادمان باشند؟ چرا نمی گذاری مردم نماز بگزارند و روزه بگیرند؟ حج بر جای آورند و زكات بپردازند؟ ای حسین چرا این کار را می‌کنی ؟ از این همه نبرد و درگیری چه نتیجه‌ای می‌گیری؟
من آمده ام تا به شما هشدار دهم كه اسرائیل هم همان حرف را می زند: بیایید با هم زندگی كنیم، بیاید با هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم! آیا این حرف ها از دولتی که بر اساس اشغال گری و تعدی و طمع و زیاده خواهی است، پذیرفتنی است. اسرائیل می گوید من بالاتر از دیگر انسان ها هستم. همه آدمیان باید تحت سلطه من باشند. پس این نبرد امام حسین در عصر ماست. ما چیزی را از سلسله نبرد حق و باطل جدا نمی‌كنیم؛ چنان كه به حسین در نبردش با یزید می گوییم: «السلام علیك یا وارث آدم صفوة الله.»

منبع:موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام صدر
مترجم :مهدی فرخیان


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :   

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 16:44  توسط توفیق سلمی  | 
صفحه اول آرشيو جستجو تماس با ما پيوندها ورزشي
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


در يكي از اين كتاب‌ها، دانش‌آموزان با عثماني‌ها به عنوان اشغالگر آشنا مي‌شوند و در يكي ديگر، آنها را دستگاه اداره‌كننده مي‌يابند. در برخي از كتاب‌ها، فرانسه را كشوري «كولونياليست» دانسته و در برخي ديگر، آن را «الگوي رقابت» مي‌خوانند.

۲۱ دي ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۴۲ تعداد بازديد: 16245 كد خبر: ۵۷۵۸۴

در لبنان، كشور 72 ملت كه شامل اقوام و مذاهب گوناگون شيعه، سني، مسيحي، دروزي و ... است و در گذشته درگير جنگ‌هاي پر آسيب داخلي بوده، طبيعي است، يكي از مشكلات آن، «كتاب تاريخ» مدارس باشد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «نيويورك‌تايمز»، كلاس‌هاي تاريخ در سراسر جهان به دو هدف عمده برگزار مي‌شوند؛ آموزش به جوانان و شكل دادن هويت ملي آنان. در اين كلاس‌ها، اغلب تضادها را كنار مي‌گذارند تا از بروز تنش و برخورد جلوگيري كنند.

در بيروت نيز اوضاع مانند ديگر نقاط است، اما تضاد موجود در اينجا، ناشي از پانزده سال جنگ داخلي است كه از سال 1975 منجر به آدم‌ربايي، كشتن و بمباران شده است. نتايج اين وقايع در كتاب‌هاي مدارس موجود است و تاريخ در سال 1970 تقريبا به سكون مي‌رسد. با شديد شدن دوباره تنش‌ها در اين منطقه، عده‌اي از معلمان نگرانند كه عدم وجود رواياتي متحد و مشابه در مورد گذشته باعث شود تا جوانان گذشته را تكرار كنند، در حالي كه بيشتر آنان داستان‌هاي متفاوتي را از والدين خود و يا از گروه‌هاي سياسي مي‌شنوند كه ممكن است تبليغات مختلفي داشته باشند.

«نسمر فرايها»، مدير سابق مركز تحقيقات و توسعه در لبنان مي‌گويد: «آمريكا از مدارس به عنوان محلي براي ذوب ناخالصي‌ها استفاده مي‌كند، اما در پي آن است كه اينجا را به محلي براي تقويت هويت قومي به قيمت تضعيف هويت ملي تبديل كند».

مدارس خصوصي كه نيمي از جمعيت يك ميليوني دانش‌آموزان لبناني را در اختيار دارد، تاريخ را بنا بر كتاب‌هاي مورد علاقه خودشان تدريس مي‌كنند. البته اين كتاب‌ها از سوي وزارت آموزش‌وپرورش لبنان تأييد شده‌اند. مدارس دولتي هفته‌اي دو ساعت را به تاريخ اختصاص مي‌دهند و تدريس آنها بر پايه كتبي است كه در دهه‌هاي 1960 و 1970 نوشته شده‌اند.

در يكي از اين كتاب‌ها، دانش‌آموزان با عثماني‌ها به عنوان اشغالگر آشنا مي‌شوند و در يكي ديگر، آنها را دستگاه اداره‌كننده مي‌يابند. در برخي از كتاب‌ها، فرانسه را كشوري «كولونياليست» دانسته و در برخي ديگر، آن را «الگوي رقابت» مي‌خوانند. در برخي مدارس مسيحي، تاريخ از زمان فينيقي‌هاي باستان آغاز مي‌شود كه عده بسياري از مسيحيان معتقدند آنها آبا و اجداد پيشين‌شان هستند. در بسياري مدارس مسلمان، فينيقي‌ها به حاشيه برده شده و تأكيد بر تاريخ عرب و ظهور اسلام است.

اين‌كه لبنان توسط عثماني‌ها اشغال شده و يا جزيي از امپراتوري عثماني بوده بسته به نژاد يا منطقه فرد است؛ درست مانند فرانسه.
«جواد الحاج» معلمي كه حدود 1500 دانش‌‌آموز دارد، مي‌گويد: نيمي از آنان شيعه هستند و باقي‌شان سني و عده كمي از آنان نيز مسيحي‌اند. اگر تنها يك تاريخ ملي به ما بدهند، موقعيت كشور تغيير پيدا مي‌كند.

از سال 1989 و پايان جنگ‌هاي داخلي لبنان تاكنون، تلاش‌هاي بسياري براي حل اين معضل شده كه البته بي‌نتيجه مانده است.
در سال 2001 نيز كميته ديگري براي اين كار تشكيل شده كه رئيس آن، به ارتباط با سوري‌ها و... متهم و سرانجام اخراج شد تا باز هم لبنان بدون تاريخ و هويت ملي باقي بماند.



  •   اگر به تاريخ بنگريم تمام تمدنها مشكل داشته اند در غير اين صورت منقرض نمي گرديدن لذا در حال حاضر نيز بايد از تاريخ درس عبرت بگيريم .براي اينكه مشكل بشريت حل گردد بايد به خود و ديگران عشق ورزيم و ان ميسر نمي شود مگر اينكه قشر متوسط جامعه بالاي 95 درصد برسد ان موقع چون همه طرفدار عدالت و توازن هستند مشكلات خيلي كم مي شود.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :   

     
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 21:12  توسط توفیق سلمی  | 
    دوره ضمن خدمت دبیران تاریخ پایان یافت
    + نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 21:12  توسط توفیق سلمی  | 

    بنام خدا

     عید بزرگ غدیر مبارک

    الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابی طالب

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 22:0  توسط توفیق سلمی  | 

    بنام خدا عید بزرگ غدیر مبارک

    الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابی طالب

    توصیه هایی برای بهروری بیشتر

    1-     بر موضوع درس تسلط کافی داشته باشید

    2-     منابع تحقیق را (منابع بحث )را به دانش آموزان معرفی کنید

    3-     از عکس وفیلم تا حد ممکن استفاده کنید

    4-     استفاده از طنز و خکایت را فرموش نکنید

    5-     ازسعر استفاده کنید

    6-     مدیریت زمان (وقت) را فراموش نکنید

    7-     از همه روشهای تدریس استفاده کنید (سخنرانی – پرسش و.......)

    8-     (معلم بجای کتاب )روش مطلوب نست

    9-     قانون همه یا هیچ را در علوم لنسانی اجرا نکنید

    10- به نگاه و قضاوت منصفانه توصیه نمایید خود نیز چنین کنید

    11- تعصب بخرج ندهید ولی از ارزشها دفاع کنید

    12- سعه ی صدر داشته باشید درمطالب علمی دگماتیسم را ترویج نکنید

    13- از استدلالهای قرآن استفاده کنید ان الملوک اذا دخلوا قریةً افسدوها – ولا یجرمنکم شنان قوم علی ان لا تعدلوا – ولا تقف مالیس لک به علم – لا تسئلوا عن اشیائ ان تبد لکم تسوئکم

    14- ورزش کنید وبه آن توصیه کنید (ورزش برای جوانان لازم است وبرای بقیه واجب )

     

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 15:14  توسط توفیق سلمی  | 

                                                   بنام خدا

    ازسه خصلت دور باش حسد حرص وتکبر پیامبر اسلام ص

    درس تاریخشناسی دبیرستان آیت ا...خامنه ای شهرستان دامغان – دیماه 85 – مدت امتحان 70 دقیقه

    نام ونام خوانوادگی                                                          نام دبیر سلمی

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------

    عبارت  صحیح است یا غلط مشخص کنید

    1-سنت گرایی نتیجه توجه به تاریخ است 25/

    2- واقعه نویس همان مورخ است 25/

    3- همیشه تمدن محصول مهاجرت است25/

    4- جنگ اتمی پیروزی ندارد25/

    تکمیل کنید

    5- مورخی که دروغ بگوید موجب ..............تاریخ می شود /5

    6- تقویم وگاهشماری درایران به قبل از .............باز می گردد /5

    7- تقویم شمسی قمری تقویم .........است                          /5

    8- سال 622 میلادی را به هجری قمری تبدیل کنید /5

    9- اهمیت اطلاعات جغرافیایی را برای فرمانروایان چه بود ؟ یک مورد 1نمره

    10- عصرطلایی در ایران ، چین وهند چه نام داشت ؟ 5/1

    11- نیمه عمر را تعریف کنید /5

    12- نتایج حاصل از تحقیقات باستانشناسی تا چه زمان اعتبار دارد ؟/5

    13 دو روش تعیین سن آثار باستانی را بنویسد /5

    14- معنی الکتروم ،شکل ،کروزوئید ودریک رابنویسید 1نمره

    15- در استفاده از منابع هنری چه نکاتی را باید رعایت کرد؟ 5/1

    16- نسب نامه خویش را رسم کنید اسلاف را تاجد دوم  واخلاف  را تا نبیره روی نمودار مشخص کنید 5/1

    17- سه علت فرستادن سفیر را بنویسید 5/1

    18- سه وظیفه مرکز اسناد را بنویسید 75/

    19- آگاهی های موجود در نشریه متنوع ،مفصل ومستقیم است توضیح دهید75/

    20-  اهمیت کتاب تاریخ بیداری جیست؟5/

    21- ایا تاریخ نوسی امروز از قدیم جهانی تر شده است ؟توضیح دهید   5/

    + نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 11:48  توسط توفیق سلمی  | 
    صفحه اول آرشيو جستجو تماس با ما پيوندها ورزشي
     نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


    پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد موضوع هولوكاست را مطرح كردند، صهيونيست‌ها بسياري از اسناد مربوط به آمار و ارقام واقعي يهوديان را نابود كردند. از جمله ساختمان روزنامه هشتاد ساله «پراوادا» مسكو، در شب 21 بهمن سال 1384 آتش گرفت و تمام آرشيو شماره‌هاي تاريخي آن و عكس‌هايش نابود شد.

    ۷ دي ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۵ تعداد بازديد: 3505 كد خبر: ۵۶۵۶۶

    شخص «آدولف هيتلر» يهودي بوده و بنا بر اسناد تاريخي، خود وي از پايه‌گذاران رژيم اسرائيل به شمار مي‌رود.

    محمدعلي رامين، در گفت‌وگويي مشروح با «بازتاب»، درخصوص موضوع هولوكاست، ضمن بيان اين مطلب گفت: وي درخصوص تشكيل دولت اسرائيل گفت: دولت بلشويكي شوروي در زمان «لنين» و پس از آن «استالين»، از عواملي هستند كه هرچند يهودي‌اند وخود را ماركسيست و لائيك و بي‌دين معرفي مي‌كنند، ولي همراه با هيتلر تا جنگ جهاني دوم، اساس شكل‌دهي اسرائيل را پيگيري كردند. در اين زمينه، كتابي منتشر شده كه الان من با خود آورده‌ام نامش «آدولف هيتلر، موسس اسرائيل» است. از«هنكه كاردل»، يك آلماني متولد 1922مي‌باشد كه ثابت مي‌كند هيتلر، خود يك يهودي و مادربزرگش يك فاحشه يهودي بوده و پدرش تا چهل سالگي اسم فاميل مادر يهودي‌اش را داشته و پس از آن فاميل هيتلر را برگزيده است. شخص آدولف هيتلر نيز با توجه به اين‌كه مادرش يك زن يهودي بدكاره بوده، حالت كراهتي نسبت به يهوديت پيدا مي‌كند و در يك مركز و صومعه مسيحي در اتريش كه عكس‌ها و اطلاعاتش در اين كتاب موجود است، براي نخستين بار عليه يهودي‌ها اطلاعاتي جمع‌آوري مي‌كند و از همان جا از يهودي بودن خويش گريزان مي‌شود. لذا از همان ابتدا دو احساس همبستگي و كراهت نسبت به يهوديت به طور همزمان در شخصيت هيتلر شكل گرفت. بعد‌ها نيز همين دوگانگي عاطفي هيتلر، رفتار او را با يهوديان تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. يعني از يك طرف تمام خويشاوندان، همفكران و ياراني كه او را به قدرت مي‌رسانند و تا آخرين روزهاي زندگي در كنارش بوده‌اند ـ حتي معشوقه‌ها و پزشك خصوصي هيتلر يهودي بوده‌اند ـ و از طرف ديگر از «دور كرن يهوديان از اروپاي مركزي» به دو دليل ديگر نيز به عنوان يك «سياست» استقبال مي‌كند: از يك سو تشكيل يك دولت يهودي در فلسطين خواسته يهوديان ثروتمند و با نفوذي است كه اطراف او را گرفته‌اند، و از سوي ديگر تبعيد يهوديان از اروپا و آلمان يك خواسته عمومي و تاريخي ملل غربي و مسيحي بوده كه هيتلر با حمايت و هماهنگي كامل انگليسي ها توانست با پيگيري اين خواسته فراگير، محبوبيتي گسترده در ميان اروپاييان به دست آورد. البته انتشار اين گونه كتب و اطلاعات در آلمان و كشورهاي غربي ممنوع است.

    رامين در بخش ديگري از اين گفت‌وگو اظهار داشت: در واقع بحث تشكيل دولت اسرائيل، از زمان «هرتسل» مطرح شد كه صهيونيست‌ها آمدند و خواستند زمين‌هاي فلسطين را از دولت عثماني بخرند كه سلطان عبدالحميد با اين موضوع مخالفت كرد. در ايران نيز در اوج انقلاب مشروطيت با ايجاد اختلاف و درگيري در ميان انقلابيون ايران و حذف آنها و سپس سرنگوني حكومت قاجار به دست انگليس و روي كار آمدن رضاخان در ايران، با كمك برخي عناصر دربار پهلوي، (به خصوص بهائي‌ها) خريد زمين در فلسطين از فلسطيني‌ها براي يهودي‌ها صورت گرفت.

    وي اضافه كرد: اخيراً هم پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد، در سال گذشته موضوع هولوكاست را مطرح كردند، صهيونيست‌ها آمدند بسياري از اسناد و مدارك مربوط به پيش از جنگ را كه آمار و ارقام واقعي يهوديان را نشان مي‌داد كه مثلا چقدر يهودي در كجا و چگونه زندگي و فعاليت مي‌كردند، نابود كردند و از جمله جايي كه نابود شد و شايد ارزش‌مندترين اسناد جهان درباره اين موضوع بود كه همه سوزانده و نابود شد، روزنامه هشتاد ساله «پراوادا» چاپ مسكو بود. ساختمان اين روزنامه در شب 21 بهمن سال 1384 آتش گرفت و تمام آرشيو شماره‌هاي تاريخي آن و عكس‌هايش سوخت و نابود شد و هيچ اثري هم از آن باقي نماند و هيچ كس و هيچ خبرگزاري در دنيا در حد وسعت اين جنايت تاريخي آن را منعكس نكرد و مورد پيگيري قرار نداد؛ يعني تقريبا يك ماه و نيم پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد موضوع هولوكاست را مطرح كرد و بنده هم بحث بازخواني پرونده آن را طي يك مصاحبه مبسوط با خبرگزاري فارس خواستار شدم و دهها رسانه‌ غربي به ويژه روزنامه «هاآرتص» اسرائيل يك هفته سرمقاله‌هايي در اين باره مي‌نوشت كه اگر اين پيشنهاد بازخواني پرونده هولوكاست اتفاق بيفتد چه حوادثي به ضرر اسرائيل و غرب پيش مي‌آيد و چگونه مي‌توان با آن برخورد كرد!

    وي در عين حال از مخالفت خود با پيگيري دولتي اين موضوع خبر داد و گفت: طرح بنده نيز همين بود كه مثلاً با تشكيل يك «NGO» از داخل يا خارج براي بازخواني اين پرونده اقدام كنيم و از طريق مجامع بين‌المللي موضوع را پيگيري كنيم. ولي بررسي‌هايي كه انجام گرفت، ديديم كه در جهان كسي جرأت طرح و پيگيري اين موضوع را ندارد. هر كس كه سخني گفته يا مطلبي منتشر كرده، قبل از اينكه امكان هر نوع پيگيري را داشته باشد بلافاصله خفه‌اش مي‌كنند.حتي همان موقع مطرح شد كه كنفرانس غيردولتي برگزار شود و دولت ما هم از آن حمايت كند، اما معلوم شد كه هيچ بازتابي در جهان نخواهد داشت و كاملا بايكوت خبري مي‌شود،

    وي اذعان كرد: البته اين‌كه ما يك طرف قضيه هولوكاست قرار بگيريم و اصل آن را نفي كنيم، چون اطلاع كافي و كامل از آن نداريم من موافق نيستم. هدف از برگزاري اين كنفرانس اين است كه آن سيستمي كه غرب از اين طريق بر ما مسلط كرده، مورد سؤال قرار گيرد. صحبت بر سر تدوين يك استراتژي است، نه يك تاكتيك و يا يك عمليات فيزيكي.

    متن كامل را در ستون «گفتگو» بخوانيد.


    نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :   

     
    + نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 12:10  توسط توفیق سلمی  | 

                                                بنام خدا

    نقد کتاب تاریخ شناسی – چاپ 85

    1-   صفحه 9 – نام کتاب مسعودی را کامل بنویسید بهتر نیست ؟مروج الذهب و معادن الجوهر

    2-   صفحه 60 – کتیبه روزت را واضخ تر چاپ کنید تا چیزی در ان دیده شود جنبه آموزشی آن بیشتر است

    3-   صفحه 64 –ستون دوم – تعیین سن براساس حلقه های تنه  درخت وذکر مثال تعیین سن یک ستون یا بوم نامفهوم است توضیح بیشتر نیاز دارد ویا نیاز به اصلاح متن داردباید معلم خود بفهمد تا به دانش آموز تفهیم کند  

    4-   صفحه 82 –مورد 7 - تیتر آن ارتباطی با متن ندارد

    5-   صفحه 89 – پاراگراف آخر – چنین نقشی را ندیدیم بیشتر توضیح دهید کدام پادشاه وجزئیات بشتر ویا عکس آن آورده شود

    6-   نتیجه گیری از این شعر ابهام دارد ذم شاه است یا مدح او مشخص شود بوالهوس نشان ازخوشنامی سلاطین زندیه است لطفا توضیح دهید

    درشعر  نشان از  بدنامی و گرفتار شدن خانواده شاه طبق رسم انتقام روزگار ومکافات  زمانه سخن رفته است نتیجه بوالهوسی را گرفتاری ناموس او به دست بولهوسان می داند

    طبق شعر معروف

    هرکه باشد نظرش در پی ناموس کسان    پی ناموس وی افتد نظر بولهوسان

    5- در بخش تاریخ و ادبیات دیوان مرحوم نسیم شمال سید اشرف الدین قزوینی  بهترین نمونه است که متاسفانه هیچ اشاره ای به ان نشده است  در حالی که بعضی ازقسمت ها مطالب غیر ضروری زیاد دارد

    مشروطه واستبداد هردو به در رفتند

    خاک ایران شده ویران ز سه فیل

    مشروطه وجمهوری اجباری –مشروطه ودزدی وکلا – زارع در زیر شلاق به  ارباب گوید – جان من خویش را ذلیل نکن    بهر خوددزد را وکیل نکن

    توصیه کلی که رعایت آنها در متون درسی لازم بنظر می رسد است

    1- نگاه همه جانبه به همه کتابها ی دبرستان یعنی تحلیل واطلاعات  کتاب تاریخ نه مغایربا دیگر کتابها باشد ونه تکرار آنها بلکه مکمل آنها با توجه به عنوان باشد. مثال بخش ادبیات تکرار درس ادبیات است وبه همین علت ملال آوراست

    2- ازاصطلاحات فرهنگستان علوم استفاده شود نه خود ساخته مثل میان دورود یا زندگینامه خود نوشت  این دو اصطلاح را هیچ کارشناس ادبیات نشنیده است باعوض کردن کلمه مانوس بین النهرین (که هم  نهر و هم بین امروزه فارسی شده است ) آیا باز می شود به کشورهای عربی ایراد گرفت که چرا نام خلیج فارس را عوض می کنند ؟

    ویا خودزندگینامه نوشت که معلوم نیست چه کسی وچرا آن را تبدیل به زنگینامه خود نوشت کرد ؟ هردو اصطلاح نامانوس وبی ثبات است

     اگر گروه متخصص اصطلاحی را وضع کنند نیاز به تغییرپی درپی نخواهد داشت

    التماس دعا – دامغان گروه تاریخ- توفیق سلمی – کبری خراسانی نژاد

     

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 9:56  توسط توفیق سلمی  | 
    صفحه اول آرشيو جستجو تماس با ما پيوندها ورزشي
     نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design




    ۱۶ آذر ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۳۹ تعداد بازديد: 1985 كد خبر: ۵۴۹۴۴

    ديرينه شناسان در مصر موفق به کشف بقاياي موميايي شده جسدي شدند که گفته مي‌شود متعلق به 4 هزار سال پيش و مربوط به يک پزشک است.

    به گزارش مهر، اين جسد موميايي شده به همراه چندين ابزار فلزي مريوط به جراحي کشف شده است.
    کشف اين جسد موميايي شده ارزشمند در 20 کيلومتري جنوب قاهره در حالي صورت گرفته که کاشفان در حال غبارروبي يکي از اماکن تاريخي اين منطقه بودند.

    اين پزشک «کوآر» نام داشته و در دوران ششمين سلسله و احتمالا بين سالهاي 2350 تا 2180 پيش از ميلاد زندگي مي‌کرده است.
    بخش بالايي مقبره‌اي که اين موميايي در آن کشف شده در سال 2000 شناسايي شد.

    به گفته ديرينه‌شناسان به رغم گذشت زمان طولاني ماسکي که صورت موميايي را پوشانيده است در وضعيت بسيار خوبي قرار دارد.
    بر اساس گزارش «لايو ساينس»، ابزارآلات مروبوط به جراحي که در کنار موميايي کشف شده از جنس برنز هستند و بر روي آنها نام اين پزشک ديده مي‌شود.


    نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :   

     
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 15:43  توسط توفیق سلمی  | 
    صفحه اول آرشيو جستجو تماس با ما پيوندها ورزشي
     نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


    بنا بر شواهد به دست آمده، اين گور به احتمال قوي خاص بزرگان و اشراف منطقه بوده است. در اين گور باستاني، تاكنون علاوه بر جمجمه، استخوان‌هاي دنده، انگشتان دست و پا و نزديك به پنجاه ظرف سفالي به دست آمده است.

    ۲۲ آبان ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۳۸ تعداد بازديد: 6826 كد خبر: ۵۳۰۴۸

    در آغاز پنجمين فصل كاوش‌هاي باستان‌شناسي حوزه فرهنگ هليل‌رود، واقع در شهرستان جيرفت،‌ گور دخمه‌اي متعلق به پيش از تاريخ قلعه كوچك كشف شد.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كرمان، دكتر يوسف مجيدزاده، سرپرست كاوش‌هاي باستان‌شناسي حوزه فرهنگي هليل‌رود، اين گور منحصر به فرد را متعلق به نيمه نخست هزاره سوم پيش از ميلاد دانست و اظهار داشت: اين گور در اتاقي در فاصله هشت كيلومتري شمال غرب تپه‌هاي كنارصندل و دو كيلومتري جنوب قلعه كوچك كشف شد و نخستين گور دخمه‌اي به دست آمده در تاريخ باستان‌شناسي منطقه است.

    وي افزود: بنا بر شواهد به دست آمده، اين گور به احتمال قوي خاص بزرگان و اشراف منطقه بوده است و احتمال دستبرد به اين گور در دنياي باستاني وجود دارد.

    مجيدزاده خاطرنشان كرد: به دليل جابه‌جايي و به‌هم‌ريختگي اسكلت‌هاي موجود در گور، تاكنون نحوه تدفين مردگان، نامشخص مانده و جنس گور دخمه‌اي كشف شده، از سنگ و به صورت اتاقكي سقف‌دار با تعدادي پله است.

    وي همچنين افزود: در اين گور باستاني، تاكنون علاوه بر جمجمه، استخوان‌هاي دنده، انگشتان دست و پا و نزديك به پنجاه ظرف سفالي به دست آمده است و قدمت گور با قدمت تپه‌هاي كنار صندل هم‌زماني دارد كه مي‌تواند نقطه عطفي در تاريخ كاوش باستان‌شناسي منطقه باشد.

    سرپرست گروه كاوش‌هاي باستان‌شناسي حوزه فرهنگ هليل‌رود اظهار داشت: تپه باستاني قلعه كوچك، بزرگ‌ترين تپه باستاني شناخته شده در حوزه فرهنگي هليل‌رود است كه در فاصله 2 كيلومتري جنوب غرب شهر جيرفت قرار دارد.


    نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :   

     
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 18:41  توسط توفیق سلمی  | 
    عید فطر مبارک گروه تاریخ دامغان
    + نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 15:9  توسط توفیق سلمی  | 
     
     
                 Friday  :     29/Sep/2006

    1385    مهر    7    جمعه             

    تولد کودک  دو سر در چین

    WebGozar.com | شمارنده فارسی برای وب سايت های ايرانی

     تعداد بازدید کنندگان :  702   

    قرآن و متون اسلامی   




    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' قرآن و متون اسلامی '  


    هنر و ادبیات   




    1385/06/12

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' هنر و ادبیات '  


    تاریخ و تمدن   




    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' تاریخ و تمدن '  


    حقوق   




    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' حقوق '  


    ادیان   




    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' ادیان '  


    رسانه   




    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/06/31

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' رسانه '  


    سیاست   




    1385/05/19

     

    1385/05/18

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     
     
    آرشيو اخبار' سیاست '  


    اقتصاد   




    1385/05/18

     

    1385/04/02

     

    1385/04/02

     

    1385/02/15

     
     
    آرشيو اخبار' اقتصاد '  


    علمی   




    1385/03/14

     
     
    آرشيو اخبار' علمی '  


    فن آوری اطلاعات   




    1385/05/08

     

    1385/05/08

     
     
    آرشيو اخبار' فن آوری اطلاعات '  


    صفحه 1 از 1

     
     
     
    26  
     تعداد بازدید کنندگان :  702    Copyright. 2006 SadatNews.com, All rights reserved
    + نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 15:0  توسط توفیق سلمی  | 
    رمضان مبارک

    اغاز بهار علم و بهار عبادت مبارک

    گروه تاریخ دامغان  توفیق سلمی - کبری خراسانی نژاد

    + نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 15:37  توسط توفیق سلمی  |