تبليغاتX
گروه تاریخ دامغان

سنجش و اندازه گيري

صفحه  نخست

 ارزشيابي و انواع آن          - بروشور شماره 1

 مراحل ارزشيابي         - بروشور   شماره 2

طبقه‌بندي اهداف (يادگيري‌ها)  حيطه شناختي       - بروشور شماره 3

انواع پرسش‌هاي امتحاني و ضوابط كلي آنها      -  بروشور شماره 4

پرسش‌هاي انشايي و عيني انشايي (همراه با اصول و ضوابط آنها)     - بروشور شماره 5

پرسش‌هاي جوركردني و درست ـ نادرست           - بروشور شماره 6

پرسش‌هاي چندگزينه‌اي و  اصول و ضوابط آن        - بروشور شماره 7

 اصول و ضوابط تنظيم نهايي امتحان            - بروشور شماره 8

شرايط اجراي آزمون (امتحان)        - بروشور شماره 9

نمره‌گذاري انواع پرسش           - بروشور شماره 10

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:32  توسط توفیق سلمی  | 

سنجش و اندازه گيري

صفحه نخست                                 برگشت

بروشور شماره‌ي 5

پرسش‌هاي انشايي و عيني انشايي (همراه با اصول و ضوابط آنها)

در اين بروشور هر كدام از پرسش‌ها را تعريف كرده و براي هر كدام ضمن بيان ويژگي‌ها،
مثال‌هايي مي‌آوريم.

در پرسش‌هاي انشايي (ساخته پاسخ) آزمودني‌ها بايد پاسخ مورد نظر را يادآوري كرده، در قالب كلمات، عبارات و جملات خود سازمان‌‌بندي نمايند و نهايتاً با زبان و بيان خود ارايه‌كنند، خواه به صورت شفاهي خواه به صورت كتبي. به همين علت به آنها ساخته پاسخ يا انشايي مي‌گويند. زيرا؛ فرد پاسخ را مي‌سازد، مي‌آفريند، انشا مي‌كند و ارايه مي‌دهد. پرسش‌هاي انشايي به دو نوع گسترده‌پاسخ و محدود پاسخ تقسيم مي‌شوند.

1- پرسش گسترده‌پاسخ، يك جمله‌ي امري يا پرسشي كامل و در برگيرنده‌ي حداقل يك مفهوم اساسي براي پاسخ‌گويي و داراي ويژگي‌هاي زير است:

*   هيچ پاسخ مشخص، مدون و دقيقي ندارد و هر فرد مي‌توان حسب آموخته‌ها و توان ذهني خود به آن
پاسخ دهد.

* حجم پاسخ آن مشخص نيست و تقريباً مي‌توان گفت حجم پاسخ آن نامحدود است.

* پاسخ‌دهي به اين نوع پرسش نيازمند يادگيري عميق و در سطوح بالاي يادگيري (تركيب و ارزشيابي) است.

* به دليل دقيق و مشخص نبودن پاسخ، نمره‌گذاري اين نوع پرسش تا حدودي ذهني، سليقه‌اي و متأثر از ذهنيت نمره‌گذار است.

* اين نوع پرسش براي اندازه‌گيري سطوح بالاي يادگيري و همچنين توانايي پرورش پاسخ توسط آزمودني بسيار مناسب است.

* اين نوع پرسش بيشتر توانمندي يادآوري، تحليل، تركيب و سازمانبندي فراگير را مي‌طلبد.

* در هر امتحان نمي‌توان تعداد زيادي از اين نوع پرسش را به‌كار برد.

* مي‌توان از اين نوع پرسش در امتحاناتي كه به‌صورت پروژه‌اي يا كتاب باز برگزار مي‌شوند، استفاده كرد.

* معمولاً اين نوع پرسش با چرا، چگونه، به چه دليل و .... شروع مي‌شود.

* طراحي اين پرسش‌ها تقريباً ساده اما تصحيح و نمره‌گذاري آنها بسيار سخت، وقت‌گير و غير دقيق است.

مثال:

* علل عقب‌ماندگي ملل شرق كه روزگاري در اوج قدرت، علم و ... بودند چيست؟

* چگونه مي‌توان صلح جهاني و عدالت اجتماعي را در جهان پياده كرد؟

* وضعيت سياسي ايران را در هنگام شروع جنگ جهاني اول(1914 م.) توضيح دهيد.

* جمهوري رضاخان به چه دليل از طرف وي مطرح گرديد و سرانجام آن چه شد؟

* دلايلي را كه موجب استيلاي ديكتاتوري رضا شاه گرديد را بنويسيد.

* كشيده شدن پاي ايران به سياست جهاني و توسعه‌ي روابط ايرانيان با غرب در قرن نوزدهم ميلادي (سيزدهم هجري قمري) چه تأثيرات مهمي در جامعه‌ي ايران به‌وجود آورد؟ نظر خويش را درباره‌ي اين آثار و پيامد‌هاي ناشي از آشنايي با فرهنگ غربي در ايران حداكثر در 10 سطر بنويسيد.

* درباره‌ي روند تدريجي نفوذ امريكا در ايران يك صفحه توضيح دهيد.

2- پرسش محدود پاسخ: اين نوع پرسش كه آن را «كنترل شده» نيز مي‌گويند از جهات بسياري همانند پرسش گسترده پاسخ است، يعني؛ مي‌توان گفت: پرسش محدود پاسخ نيز يك جمله‌ي امري يا پرسشي كامل و حداقل داراي يك مفهوم اساسي با ويژگي‌هاي زير است:

* پاسخ آن تا حدودي مشخص است اما چگونگي بيان و ارايه‌ي آن توسط آزمودني تعيين مي‌شود.

* حجم پاسخ اين پرسش بين يك تا سه بند (حداكثر نيم‌صفحه) است.

* نمره‌گذاري آن متأثر از ذهنيت نمره‌گذار است اما كاملاً سليقه‌اي و كيفي نيست.

* براي اندازه‌گيري آموخته‌هاي فراگيران در سطوح يادگيري مياني و بالايي (فهميدن، كاربرد، تجزيه و تحليل) مناسب است.

* نيازمند توانايي يادآوري و يادگيري نسبتاً عميق است.

* رايج‌ترين نوع پرسش انشايي در امتحانات فعلي مدارس و دانشگاه‌هاست.

* تعداد بيشتري از اين نوع پرسش را در مقايسه با گسترده پاسخ‌ها مي‌توان در يك جلسه‌ي امتحان
به‌كار برد.

مثال:

* اهداف استعماري روسيه در ايران پس از پطر كبير در قرن نوزدهم ميلادي را تشريح كنيد.

* چهار مورد از اقدامات ميرزا تقي‌خان فراهاني، صدر اعظم ناصرالدين شاه را بنويسيد.

* چهار مورد از درخواست‌هاي مهاجرين به قم (مهاجرت كبري) در جريان مبارزه‌ي مشروطه‌خواهي را بنويسيد.

* محمد علي شاه بعد از كدام حادثه رسماً به سركوبي آزاديخواهان مبادرت ورزيد؟ اقدامات محمد علي شاه پس از اين حادثه را كه به استبداد صغير در تاريخ ايران انجاميد، حداكثر در 3 سطر شرح دهيد.

3- پرسش كوته‌پاسخ: اين نوع پرسش از نظر تعريف همانند دو نوع قبلي است ليكن ويژگي‌هاي متمايز و متفاوتي دارد. در تعريف آن مي‌گوييم: پرسش كوتاه پاسخ يك جمله‌ي امري يا پرسشي كامل در مورد يك مفهوم با ويژگي‌هاي زير است:

* پاسخ مشخصي دارد كه با نوشتن آن پاسخ، درست و در غير اين‌صورت غلط است.

* پاسخ آن معمولاً بين يك كلمه، عدد يا نشانه تا حداكثر يك يا دو جمله است.

* به دليل مشخص بودن پاسخ، نمره‌گذاري آن كاملاً شفاف، دقيق و عيني است.

* اين پرسش براي اندازه‌گيري يادگيري در سطوح پايين و مياني (دانش تا تجزيه و تحليل) به‌كار مي‌رود.

* نيازمند يادآوري و بازخواني پاسخ از ذهن است و پاسخ را فرد بايد بيان كند.

* طراحي آن ساده است و تعداد زيادي از اين پرسش را مي‌توان در هر امتحان به‌كار برد.

* تصحيح آنها به دليل مشخص بودن پاسخ‌ها ساده است و زمان زيادي نمي‌خواهد.

* رايج‌ترين فعل‌هايي كه در اين نوع پرسش به‌كار مي‌رود، عبارتند از: نام ببريد، تعريف كنيد، كدام است؟ چيست؟ و ...

مثال:

* نام دو شخصيت ملي و مذهبي را در جريان مبارزات صنعت نفت بنويسيد.

* مؤسس سلسله‌ي صفويه چه نام داشت؟

* جنگ جهاني اول در چه سالي رخ داد؟ (به ميلادي)

* كدام حادثه باعث شروع جنگ جهاني اول شد؟

* مهم‌ترين مسأله‌ي ميان ايران و روم در زمان اشكانيان چه بود؟

* عباسيان با چه شعاري از مردم بيعت گرفتند؟

 

4- پرسش تكميل كردني: اگر شما يك پرسش كوته‌پاسخ داشته باشيد (كه در قالب يك جمله‌ي امري يا پرسشي كامل است) سپس آن را در قالب يك جمله‌ي خبري ناقص بيان كنيد، به يك پرسش تكميلي تبديل شده است، به بيان ديگر؛ پرسش تكميلي يك جمله‌ي خبري ناقص است كه توسط آزمودني كامل مي‌شود. پس در تعريف پرسش تكميلي مي‌توان گفت: پرسش تكميلي عيناً همان پرسش كوته‌پاسخ است جز اينكه در قالب يك جمله‌ي خبري ناقص بيان مي‌شود و بنابراين به جز شكل بيان از نظر اصول طراحي، كاربرد، فوايد و ويژگي‌هاي ديگر هيج تفاوتي با پرسش كوته‌پاسخ ندارد. اكنون چند پرسش تكميلي در مثال‌هاي زير مي‌بينيد.

مثال:

* ايلام حفظ نام خود را مديون تورات و برخي از .............................. است.

* مهم‌ترين مسئله ميان ايران و روم در زمان اشكانيان .............................. بود.

* به دوران پيش از اسلام در عربستان دوره‌ي .............................. گفته مي‌شود.

* امام علي (ع) براي مقابله با توطئه‌ها و خرابكاري‌هاي ايادي معاويه، مركز خلافت را از .............................. به .............................. منتقل نمود.

* قيام مردم مدينه عليه يزيد به رهبري عبدا.. بن حنظله به واقعه‌ي .............................. معروف است.

* عباسيان با شعار .............................. از مردم بيعت گرفتند.

* نخستين دولت نيمه مستقل ايران پس از ورود اسلام، دولت .............................. نام داشت.

* مهم‌ترين منبع تاريخي مربوط به دوره‌ي فرمانروايي سلطان مسعود غزنوي .............................. مي‌باشد.

* در اروپاي قرون وسطي به رعيت وابسته به زمين .............................. گفته مي‌شد.

بعضي اوقات اين دو نوع پرسش را يكي تلقي و توصيه كرده‌اند كساني كه در طراحي پرسش تازه‌كار هستند از نوع كوته‌پاسخ و افراد ماهر‌تر از نوع تكميلي طرح كنند.

اصول و ضوابط نوشتن پرسش‌هاي انشايي

در پرسش‌هاي انشايي يا ساخته پاسخ، معمولاً پرسش به‌صورت «باز» نوشته مي‌شود، به گونه‌اي كه فراگير مي‌تواند هر نوع پاسخي را به هر مقدار كه لازم مي‌داند براي پرسش ارايه كند، يعني؛ هم از نظر حجم پاسخ و هم از جهت نوع و ماهيت پاسخ، آزادي عمل با فراگير است. در عين حال توانايي پرورش پاسخ و سازمان‌بندي مفاهيم در قالب واژه‌ها، عبارات و جملات براي پاسخ‌گويي به اين نوع پرسش‌ها لازم است. بنابراين علاوه بر اصول قواعد كلي و مشترك انواع پرسش‌ها، قواعد زير را براي بهتر نوشتن پرسش‌هاي انشايي بايد رعايت كرد:

* دادن راهنمايي‌ها و توضيحات هدايت كننده به پاسخ مورد نظر: پرسش‌هاي انشايي درجاتي از كليت و ابهام را با خود دارند و ممكن است فراگيران مختلف برداشت‌هاي متفاوتي از پرسش‌ داشته باشند و پاسخ‌هاي متنوع و متفاوتي ارايه دهند. بنابراين در هر كدام از اين پرسش‌ها لازم است فراگير را براي دادن پاسخ در زمينه‌اي خاص كه مورد نظر طراح امتحان است، هدايت و راهنمايي كرد. هدف از اين راهنمايي گفتن پاسخ به فراگير نيست بلكه روشن نمودن محدوده‌ي پاسخ و كاستن از تفسيرپذيري و برداشت‌هاي چندگانه از پرسش است. مثلاً وقتي شما در يك پرسش از فراگيران مي‌خواهيد «گل سرخ را توصيف كنند»، هر فراگير ممكن است از زاويه‌اي اين توصيف را انجام دهد؛ يكي از زاويه‌ي مراحل رشد، ديگري از زاويه‌ي زيبايي شناسي، سومي از زاويه‌ي كاربردها و فوايد، چهارمي از زاويه‌ي هماهنگي، نظم و .... . اينجا شما با پاسخ‌هاي متعدد و متنوعي روبرو مي‌شويد كه همه‌ي آنها در عين تفاوت، درست هستند، اما منظور شما يكي از آنها بوده است، بنابراين وقتي مي‌گوييد: «گل سرخ را از زاويه‌ي زيبايي‌شناسي توصيف كنيد» تكليف فراگير را براي پاسخ دادن روشن كرده‌ايد و مي‌توانيد ساير پاسخ‌ها را غلط يا تا حدودي غلط به‌حساب آوريد.

* مشخص كردن زمان پاسخ‌گويي به هر پرسش: پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي انشايي معمولاً زمان طولاني‌تري را مي‌طلبد، پس بهتر است در هنگام طراحي پرسش زمان مورد نياز آن را متناسب با حجم پاسخ و جداگانه براي هر پرسش مشخص كنيد.

* نوشتن پرسش‌ها از روي هدف‌هاي آموزشي جدول مشخصات درس: چون تعداد پرسش‌هاي انشايي در يك امتحان معمولاً كمتر از ساير پرسش‌ها است، دقت در نوشتن دقيق و مربوط بودن پرسش به هدف‌هاي آموزشي درس اهميت زيادي دارد. بنابراين وقتي پرسش را از روي جدول مشخصات بنويسيد، اطمينان خواهيد داشت كه مستقيماً به اهداف درس مربوط است.

* استفاده از پرسش‌هاي انشايي فقط براي اندازه‌گيري يادگيري سطوح بالا، پرسش‌هاي انشايي معمولاً ابهام بيشتري نسبت به ساير پرسش‌ها دارند و بيشتر براي اندازه‌گيري آموخته‌هاي فراگيران در طبقات تحليل، ارزشيابي و تركيب به‌كار مي‌روند. بنابراين براي ساير طبقات يادگيري مثل دانش و فهم از اين پرسش‌ها استفاده نكنيد.

* به كار نبردن كلمات «چه كسي»، «چه وقت»، «كجا» و جز اينها. كلمات گفته شده معمولاً معطوف به پاسخ‌هاي مشخص و جزيي هستند و معلومات و دانش حفظي را اندازه مي‌گيرند، در حالي‌كه در پرسش‌هاي انشايي به دنبال تحليل، تفسير و پاسخ‌هاي خلاقانه‌ي فرد در قالب كلمات و جملات خود او هستيم، بنابراين بهتر است پرسش با كلماتي مثل «چرا»، «به چه علت»، «چگونه» و .... همراه باشد.

* نداشتن پرسش انتخابي در امتحان: به دليل دشواري پرسش‌هاي انشايي، گاهي اوقات معلمان براي ارفاق به فراگير چند پرسش انتخابي در امتحان قرار مي‌دهند تا فراگير هر كدام از آنها را كه بهتر مي‌تواند، پاسخ دهد. اگر همه‌ي دانش‌آموزان همه‌ي پرسش‌ها را پاسخ ندهند و چند پرسش را انتخاب كنند، مقايسه‌ي پاسخ‌ها با يكديگر، نمره‌گذاري دقيق و رعايت شرايط يكسان بين آنها را با مشكل مواجه مي‌سازد. مضاف بر اين، پرسش‌هاي هر امتحان، نمونه‌اي انتخاب شده از همه‌ي پرسش‌هاي ممكن از درس يا كتاب مورد نظر است. معرف و نماينده بودن اين پرسش‌ها براي ما معلوم نيست. تازه وقتي از بين نمونه‌ي انتخابي ما يك نمونه‌گيري مجدد توسط فراگيران انجام مي‌شود، به‌طور قطع پرسش‌هاي انتخاب شده نمي‌توانند معرف و نماينده‌ي تمام پرسش‌هاي ممكن از محتوا و درس مربوطه باشند. در چنين حالتي روايي امتحان و مناسبت آن زير سؤال خواهد رفت و نمرات حاصل از آن داده‌هاي مناسب براي ارزشيابي نيستند. از سوي ديگر طراحي پرسش‌هايي كه از جهت دشواري، فرايندهاي ذهني، برآيند يادگيري و .... هم‌سنگ و هم‌وزن باشند، بسيار دشوار است.

* استفاده از پرسش‌هاي انشايي در امتحانات كتاب باز: اگر در امتحان خود فقط از پرسش‌هاي انشايي استفاده مي‌كنيد، بهتر است پرسش‌ها را به گونه‌اي طراحي كنيد كه نياز به تجزيه و تحليل، موشكافي، تركيب، داوري و فرايندهاي پيچيده و عالي ذهني داشته باشد. در چنين شرايطي فرصت استفاده از متون مربوطه را به فراگيران بدهيد. حتي مي‌توانيد در قالب پروژه‌اي، يك روز، يك هفته، يك ماه يا ... براي پاسخ‌دهي به آن فرصت در نظر بگيريد. در غير اين‌صورت بهتر است پرسش‌هاي انشايي را به تنهايي در امتحان به‌كار نبريد و با ساير پرسش‌ها تعداد و تنوع پرسش‌ها را افزايش دهيد.

اصول و ضوابط نوشتن پرسش‌هاي عيني انشايي

پرسش‌هاي عيني انشايي شامل دو نوع تكميلي و كوته‌پاسخ، دسته‌ي ديگري از پرسش‌ها هستند كه در طراحي آنها بايد علاوه بر اصول و ضوابط مشترك پرسش‌ها، اصول و ضوابط زير را نيز رعايت كرد:

* پرسشي نوشتن سؤال‌ها، به‌ويژه براي كساني كه در طراحي پرسش تازه‌كار و مبتدي هستند. نوشتن پرسش‌ها در قالب جمله‌اي تكميلي دشوار است و بهتر است پرسش‌ها را در قالب يك جمله‌ي استفهامي بيان كنند.

* مشخص و دقيق بودن پاسخ پرسش‌ها: هر پرسش عيني انشايي بايد به گونه‌اي نوشته شود كه فقط يك پاسخ صحيح و معين داشته باشد و با پاسخ‌هاي مختلف قابل تكميل نباشد.

* قرار دادن جاي خالي پرسش در نيمه‌ي دوم آن: مفهوم، كلمه‌ يا واژه‌اي كه از جمله‌ي پرسش برداشته مي‌شود تا فراگير در هنگام پاسخ‌گويي آن را تكميل كند بهتر است در نيمه‌ي دوم جمله و ترجيحاً ماقبل آخر باشد، زيرا؛ آوردن جاي خالي در ابتدا يا نيمه‌ي اول،بر ابهام و دشواري پرسش مي‌افزايد.

* قرار دادن فقط يك جاي خالي در هر پرسش: به هر ميزان كه تعداد جاهاي خالي در يك جمله بيشتر شود، ابهام، پيچيدگي و گمراه‌كنندگي پرسش افزايش مي‌يابد، بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل و اينكه هر پرسش بايد يك مفهوم اصلي و عمومي را در برداشته باشد، بهتر است در هر پرسش فقط يك جاي خالي براي تكميل قرار داده شود. مگر اينكه دو مفهوم، واژه يا عدد چنان به هم وابسته و مربوط باشند كه با حذف نكردن هر دوي آنها فراگير بتواند از روي يكي، ديگري را تشخيص دهد.

* كوتاه و مختصر بودن پاسخ پرسش‌ها: همان‌گونه كه قبلاً در ويژگي‌هاي پرسش‌هاي عيني انشايي گفته شد، حداكثر حجم پاسخ اين پرسش‌ها يك تا دو جمله است. بنابراين بايد پرسش‌ها را به گونه‌اي نوشت كه پاسخ آنها يك كلمه يا عدد، يك عبارت يا يك جمله باشد نه بيشتر.

* به كار نبردن كلماتي مانند چرا، چگونه، به چه دليل و .... : استفاده از اين كلمات پاسخ‌هاي تشريحي، مستدل و طولاني را به دنبال دارد در حالي‌كه پرسش‌هاي عيني انشايي نمي‌توانند حجم پاسخ زيادي داشته باشند.

* استفاده از افعال رفتاري مثل چيست؟، نام ببريد، بر شماريد، تعريف كنيد و ... : اين فعل‌ها معمولاً پاسخ‌هاي كوتاه، دقيق و شفاف را دامن مي‌زنند و براي پرسش‌هاي عيني انشايي بسيار مناسب هستند.

* استفاده‌ي بيشتر از اين نوع پرسش در امتحانات داخلي و ارزشيابي مستمر، به دليل سهولت طراحي، سادگي اجرا و داشتن پاسخ مشخص و نمره‌گذاري راحت، از اين نوع پرسش‌ها بيشتر مي‌توان در ارزشيابي مستمر (تشخيصي، تكويني، شفاهي و ...) استفاده كرد.

* مكمل بودن دستوري، معنايي، منطقي و املايي بخش حذف شده در پرسش تكميلي: جاي خالي را در پرسش تكميلي بايد به گونه‌اي در نظر گرفت كه با قرار دادن پاسخ درست در محل مورد نظر، جمله‌اي كامل، منطقي و درست به دست آيد.

* استفاده از اعداد، ارقام و تاريخ‌هاي سر راست در پرسش‌هاي عددي: هر گاه در پرسش‌هاي عيني انشايي از اعداد يا تاريخ‌ها استفاده مي‌كنيم اين اعداد و تاريخ‌ها بايد سر راست، مشخص و مهم باشند. به‌علاوه بايد مبدأ تاريخ يا مقياس و واحد اعداد نيز مشخص شوند.

* مشخص كردن دقت پاسخ‌گويي به پرسش: در مواقعي كه پاسخ‌هاي عددي يا نام‌بردني مي‌توانند موارد بسياري را شامل شوند، تعداد پاسخ‌ها يا دقت پاسخ‌گويي را مشخص كنيم، مثلاً بگوييم «جذر عدد 26 تا دو رقم اعشار چند است» يا «3 مورد از عوامل مؤثر بر رشد گياه را نام ببريد».

* هر پرسش فقط يك پاسخ درست داشته باشد: پرسش‌هاي تكميلي اگر درست نوشته نشوند مي‌توانند با پاسخ‌هاي متعددي تكميل شوند به‌گونه‌اي كه همه‌ي اين پاسخ‌ها درست باشد. مثلاً پرسش «سعدي اهل ....... بود.» را مي‌توان با كلمات، ايران، آسيا، علم، ادب، فارس، شيراز و ... تكميل كرد. همه‌ي اين پاسخ‌ها درست هستند در حالي‌كه منظور شما احتمالاً كلمه‌ي شيراز بوده است. پس پرسش فوق را جوري مي‌نويسيم كه فقط با كلمه‌ي شيراز به‌صورت درست تكميل شود. (مثلاً: سعدي اهل شهري به‌نام ...... بود.).

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:27  توسط توفیق سلمی  | 

بنام خدا

- 

رئوس مطالب

هدفهای رفتاری جزئی

هدفهای رفتاری

حیطه وسطح

1- روش ضرب سکه

 

2- اشکال سکه

 

3- جنس سکه

 

4- واحد های پول

 

 

 5- رابطه سکه شناسی و علوم دیگر

 

 

 

6- روش کار در سکه شناسی

 

 

 

7- استفاده تاریخی از سکه

 

 

 

 

8- دشواریهای سکه شناسی

 

1-      دانش آموز با روش ضرب سکه آشنا می شود

2-     دانش آموز با شکل های سکه آشنا می شود

3-   دانش آموز با جنس سکه آشنا می شود

4-   دانش آموز واحد های پول را می شناسد

 

5-   دانش آموز علم سکه شناسی را می شناسد  رابطه سکه شناسی با علوم دیگر را می  داند

 

 

6-    دانش آموز مراحل کار سکه شناس رامی شناسد مشخصات معمولی و ویژه سکه  را می شناسد

7-   کاربرد سکه درزمینه های مختلف را می شناسد (تاریخ سیاسی اقتصادی اجتماعی مذهبی وهنری وباستانشناسی )

8-   دشواریهای سکه شناسی را می شناسد

 

1- دانش آموز می تواند چگونگی ضرب سکه را توضیح دهد

2-می تواند شکلهای مختلف سکه را با ذکر مثال نام ببرد

3- می تواند جنس سکه ها را بیان کند

 4- می تواند واحد پول را تعریف کند

انواع پول را نام ببرد

5- می تواند علم سکه شناسی را معرفی کند

رابطه ی آن را با دیگر علوم بیان کند

 

6- می تواند مراحل کار سکه شناس را توضیح دهد

مشخصات معمولی و ویژه سکه  را مقایسه کند

7- می تواند کاربرد سکه شناسی در سکه های امروزی مطابقت دهد

 

َ

 

8-می تواند  دشواریهای سکه شناسی را  ارزیابی کند

درک

 

دانش

 

دانش

 

دانش

 

دانش

 

درک

کاربرد

 

 

درک

 

تجزیه وتحلیل

ترکیب

 

 

 

 

تجزیه وتحلیل- ترکیب

کتاب تاریخ شناسی پیش دانشگاهی                 درس هفتم سکه شناسی

 

 

سوال ها

 

حیطه

روش ضرب سکه را توضیح دهید

سکه های دیروز و امروز را با هم مقایسه کنید

مهمترین اشکال سکه را نام ببرید

انواع سکه پهن را نام ببرید

سکه لاری را معرفی کنید (زمان و مکان)

ضرب سکه طلا با دیگر فلزات چه تفاوتی داشت ؟

برای ضرب سکه از چه فلزاتی استفاده می شد ؟

واحد پول را تعریف کنید

کاربرد واحد پول چیست ؟

در دوره اسلامی سکه مسی ، طلا و نقره چه نامیده می شد ؟

سکه شناسی علم مطالعه ی چه مواردی است ؟

چگونگی رابطه ی علم سکه شناسی با علوم دیگر را بنویسید

سکه شناسی به چه علومی نیاز دارد ؟

مراحل کار سکه شناس را توضیح دهید

یک سکه رایج در کشور را طبقه بندی کنید

مشخصات ویژه ومعمولی یک  سکه را با هم مقایسه کنید

چه اطلاعاتی از یک سکه میتوان بدست آورد ؟

اوضاع امنیتی قدیم چگونه بود ؟

دشواریهای سکه شناسی را ارزیابی کنید

علت های جعل سکه را توضیح دهید

 

درک

درک

دانش

دانش

دانش

درک

دانش

دانش

کاربرد

دانش

درک

کاربرد

دانش

دزک

کاربرد

تجزیه و تحلیل

درک

دانش

تجزیه و تحلیلترکیب

درک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 17:22  توسط توفیق سلمی  | 

گيلگمش افسانه و تاريخ

تعداد بسیاری از آثار ادبی سومری و بابلی هزاره دوم و سوم در عصر ما شناخته شده است موضوع این آثار عموما بنحوی با مذهب ارتباط می یابد . غالب آنها عبارت از متونی است که به آئین مذهبی و یا سحر و جادو مرتبط است . آثار نادری یافت می شوند که هر چند با امر عبادت ارتباط ندارند معهذا به موضوعات مذهبی مخصوصا اساطیر می پردازند . آثار ادبی که به مسائل دیگر اختصاص داشته باشند بسیار کمیاب است .

اساطیر مذهب رسمی از اساطیر توده مردم که خود یکی از عناصر مهم افسانه ها و روایات کهن traditionsorale یا فرهنگ عوام  folklore است منشا گرفته است . باین جهت است که ما در آثار سومر و اکد با عناصر فولکلوریک برخورد می کنیم . این عناصر فولکلوریک در افسانه های مربوط به منشا جهان , انسان ها , کشاورزی و زندگی یکجا نشینی خود نمائی می کنند و با قصه های عامیانه ای , که دارای مضمون واحدی هستند شباهت دارند .

شاعران بابل برای ایجاد شاهکارهای عالی خویش از این افسانه های سومری استفاده کرده اند . یکی از جالب ترین این آثار قصیده ای است که بموجب نخستین کلمات آن « زمانی در آسمان ها » عنوان یافته است . این قصیده از اساطیر سومری در باب آفرینش جهان الهام می گیرد و قهرمان آن انلیل می باشد ؛ بعد کاهنان بابلی مردوک را جانشین انلیل ساختند .

زیباترین اثر ادبی بابلی منظومه حماسی « گیل گمش »(Gilgamesh) است . کهن ترین آثاری که از پیروزی های درخشان این قهرمان سخن می گویند بزبان سومری نوشته شده است ؛ نویسندگان بابلی که احتمالا از طبقه روحانیان بوده اند , در شکل و مضمون آن تغییراتی دادند و باین ترتیب منظومه حماسی بابل « گیل گمش » بوجود آمد . این منظومه بر دوازده لوح بزرگ نقش یافته که هر یک از آنها خود سرودی جداگانه بشمار می رود . اندیشه و کیفیات شعری این قصیده آنرا در ردیف شاه کارهای ادبیات جهان قرار داده است .

این قصیده از شمار آثار مذهبی  liturgigue  نیست . همچنین به اساطیر معین و یا سرود مذهبی خاص ارتباط ندارد ؛ بلکه مولف آن تنها افسانه ها و روایات توده ای عوامانه را برای ابداع شاهکار های مستقل درباره مسئله زندگی و مرگ مورد استفاده قرار داده است .

مسئله « مرگ و زندگی » از دیر باز جامعه سومر و بابل را بخود مشغول می داشت . برخی از اساطیر می کوشند تا توضیح دهند که چرا خدایان باقی و انسان ها فانی هستند . یکی از این اساطیر فانی بودن انسان را ناشی لز بیخردی آداپا (adapa), نخستین آدم , می داند . وی پسر محبوب رب النوع  ا آ بود که او را خرد بسیار داد , ولی از زندگانی جاویدان بی بهره اش ساخت .

روزی برای آداپا فرصتی دست داد تا عمر جاویدان را بدست آورد , ولی او از این کار خودداری کرد :  آداپا را بسبب شکستن بالهای « باد جنوب » به درگاه خدای آنوم احضار کرده بودند , و اآ او رابا خبر ساخت که در آنجا باو خوراک و  آب مرگ عرضه خواهند داشت و مبادا از آن بچشد و یا لب بزند .هنگام دادرسی , خدایان دیگر , بدفاع از آپادا برخاستند و آنوم که بر سر لطف آمده بود دستور داد که برای وی خوراک و آب زندگی بیاورند , ولی آپادا از خوردن و آشامیدن همچنان سر باز زد . آنوم در شگفت شد و سبب پرسید , پاسخ داد سرور من اآ گفته است « نخوری و نیاشامی » . آنگاه امر کرد که او را دوباره بزمین دراندازند .

هدف این افسانه که احتمالا از جانب کاهنان ابداع شده اینست که انسانها را با سرنوشتشان سازش دهد و آنان را به ناتوانیشان در پیشگاه خدایان متقاعد سازد . چنین توجهی درباره فانی بودن آدمیان نمیتوانست انسانهای متفکر جامعه بابلی را اقناع سازد . منظومه گیل گمش مسئله را از نو مطرح می کند و با اینهمه , خود نمیتواند پاسخی تسکین بخش برای آن بیابد .

گیل گمش پادشاه افسانه ای اوروک , شهر بسیار کهن سومر , است که پس از مرگ بمقام الوهیت رسید و به افتخار او در شهر اوروک مراسم مذهبی خاص ایجاد شد .این منظومه او را بصورت قهرمانی بزرگ , زیبا و خردمند تصویر می کند که دو سوم وجود او خدائی بود و تنها یک سوم وی به انسان میماند . با انکیدو(enkidou) دوست و همرزم خود پیروزیهای شگرفی بدست می آورد و عشق الهه ایشتار(عشتار) را بخود بر میانگیزد , ولی گیل گمش این عشق را نمی پذیرد . ایشتار از بی اعتنایی او بر آشفته می شود و از اینرو , گاومیش آسمانی را بزمین  می فرستد تا او را از پای در آورد و گشتزار ها را لگد کوب کند . ولی گیل گمش وانکیدو گاومیش را می کشند . آنگاه خدایان بدر خواست ایشتار بیماری مرگباری برانکیدو نازل می کنند . گیل گمش از مرگ دوست خود از پای درآمده خود از مرگ در هراس می شود :

گیل گمش بر دوست خود ,انکیدو ,

بتلخی می گرید و سر بصحرا می نهد :

« آیا من خود نیز بسان  اآ بانی(   eabani نام دیگر انکیدو )  نخواهم مرد ؟»

اندوه در قلبم رخنه کرده است

از مرگ می هراسم , سر به صحرا می نهم »

گیل گمش بر آن می شود که از راز زندگی و مرگ پرده برگیرد  . او از افسانه های کهن در می یابد که کسانی مانند اوت نا پیش تیم(outnapishtime)  و زوجه اش وجود داشته اند که به آنان زندگی جاوید بخشوده شده است . از اینرو راه دیار خدایان را پیش می گیرد و بسفری خطرناک دست می زند تا اوت نا پیش تیم را بیابد و از او بپرسد که چگونه زندگی جاوید یافته است . پس از سفرهای دور و دراز از موانعی هراس انگیز می گذرد و به کرانه دریای آسمانی می رسد . در آنجا   اله نگهبان درخت زندگی  saleeme وی را متوقف می سازد و باو می گوید که بیهوده در طلب هدفی واهی است , زندگی جاوید خاص خدایان است . وی را اندرز می دهد که باز گردد و از زندگانی خود بهره برگیرد . ولی این پند اخلاقی  , که آشکارا در محافل عالی اشرافیت بابلی بشدت رواج دارد , هرگز گیل گمش را ارضا نمیکند . از اینرو براه خود ادامه می دهد و سرانجام به اوت نا پیش تیم دست می یابد . او نیز چیزی برای تسکین گیل گمش ندارد . اوت نا پیش تیم حکایت می کند که در زمان سلطنت او در شوروپاک( shouroupak) خدایان , که ار آدمیان در خشم شده بودند , طوفان نوح را بزمین نازل کردند . همه چیز نابود شد مگر او و خانواده او , زیرا رب النوع  اآ که دوستدارشان بود انان را قبلا از مصیبت با خبر ساخته بود و خود او را بر آن داشته بود که یک کشتی بسازد .

هنگامی که طوفان فرو نسشت خدایان اوت نا پیش تیم و زوجه اش را نزد خود پذیره شدند و زندگی جاودان بانان بخشودند . وی سپس از گیل گمش پرسید : « و اینک کدامیک از خدایان ترا در محفل زندگان جاوید راه می دهد؟» هیچیک از خدایان انجام چنین خدمتی را بعهده نمی گیرد . از اینرو گیل گمش به اندرز  اوت نا پیش تیم در صدد بر می آید که با یک رشته عملیات جادوئی بر مرگ چیره شود . ولی در اینجا نیز شکست می خورد خسته و نا امید بسرزمین پدری باز می گردد و انکیدو را از قلمرو مردگان فرا می خواند تا « قانون زمین » را بشناسد و بسرنوشت غم انگیز اتباع نرگال ( nergal   خدای سرزمین مردگان )  و ارش کیگال               (  ereshkigal  الهه سرزمین مردگان و زوجه نرگال )  پی ببرد .

پایان منظومه از میان رفته است . گمان می رود که گیل گمش می میرد . منظومه گیل گمش بدون انکه مسئله مرگ و زندگی را حل کند , از انجا که نخستین مساعی انسان در انتقاد از مذهب در آن بجشم می خورد , اثری جالب توجه است . گیل گمش آن جسارت را دارد که خدایان را بمبارزه بطلبد و حتی بر آنان چیره شود خدایان ناگزیر می شوند عصیان او را چشم پوشی کنند . این منظومه در ادبیات سایر اقوام دنیای باستان تاثیری عظیم بجای گذاشته است .

.

آنوم

اآ

عشتار

اوت نا پيش تيم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:18  توسط توفیق سلمی  | 
scan0004
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 21:35  توسط توفیق سلمی  |